هنر مردمداري : نگاهي به نقش روابط عمومي كارآمد در سازمانها
همه مي دانند كار كردن براي كاركنان در يك نهاد يا سازمان، بدون همراهي و همگامي كاركنان به بار نخواهد نشست، همراه كردن كاركنان، جلب مشاركت و اعتماد آنان براي پيشرفت هاي مادي و معنوي سازمان از جمله وظايف و كاركردهاي اساسي روابط عمومي است. تقويت روابط عمومي ها جهت تقويت روابط عاطفي مديران و كاركنان، جايگاه روابط عمومي در اطلاع رساني دولت و فرهنگ سازي در سازمانها از ديگر كاركردهاي اين نهاد است.توجه ويژه به روابط عمومي، به عنوان نهادي كه مي تواند به صورت نظام مند، برنامه ريزي شده و سنجيده در جهت ايجاد، حفظ و گسترش تعامل و تفاهم مديران با كاركنان اقدام كند، بسيار حائز اهميت است.
آن چه در سنوات گذشته متأسفانه به اشكال و صور گوناگوني باعث شده، روابط عمومي همچنان بي اثر و يا كم اثر جلوه كند، همانا اقتدارگرايي مديران، رواج سيستم ارادت سالاري به جاي شايسته سالاري، نگاه ابزاري به روابط عمومي، داناي كل جلوه دادن برخي مديران، بيگانگي سازماني و يا بيگانگي حرفه اي بسياري از مسئولان، پايين بودن آگاهي بعضي از كاركنان و مديران ارشد به اهميت و نقش روابط عمومي بوده است.
همچنين كم مهارتي و مشكل فني و ضوابط قانوني و اداري براي كار روابط عمومي ها، آسيب پذيري همبستگي و روح كار جمعي در مديران روابط عمومي و مطلق انديشي چه در مديران روابط عمومي و چه برخي از مديران سازمان، بي توجهي به طرح هاي پژوهشي و افكارسنجي- كه همه و همه موجبات بي توجهي يا كم توجهي به افكار عمومي را سبب شده و عدم مشاركت كاركنان در تصميم گيري ها را كه از دغدغه هاي جدي است- باعث شده است.
انتظار مي رود با گماردن مديران علمي ارزش گرا و فرآيند محور، مديراني در مصدر امور روابط عمومي ها قرار گيرند كه از لحاظ فني، تخصصي، تجربي و توانمندي هاي فردي با برنامه ريزي ارتباطي ويژه و پژوهش هاي افكار عمومي توانايي جلب مشاركت عمومي و اعتمادسازي در افكار عمومي را دارا باشند و فرآيند توسعه سازماني و تحقق عملي كاركردهاي روابط عمومي را به نحو مطلوبي فراهم كنند.
روابط عمومي ها تاكنون نتوانسته اند به طور كامل نگاه حرفه اي و تخصصي را در خود ايجاد نمايند؛ چرا كه از يك طرف غالب مسئولان به اين هنر و فن توجهي نكرده اند و از طرفي بسياري از مديران ما با كاركردهاي روابط عمومي ايده آل آشنا نبوده اند.
روابط عمومي مدون و برنامه ريزي شده يكي از ابزارهاي قوي مديريت افكار است. روابط عمومي به عنوان اصلي ترين حلقه ارتباط بين مديران و كاركنان، مسئوليت خطيري در فرآيند دسترسي مديران و افكار جمعي كاركنان دارند.
بدون شك روابط عمومي به عنوان يك «فن» و «هنر» نقش بسزايي در برقراري و تسهيل ارتباط دوسويه بين مديران سازمان و كاركنان دارد، به طوري كه امروزه كمتر سازماني را مي توان يافت كه خود را بي نياز از روابط عمومي بداند و در عين حال موفقيت هاي چشمگيري را در زمينه هاي مورد نظر و تحقق اهداف از پيش تعيين شده به دست آورده باشد.
اما اگر روابط عمومي ها بخواهند تأثير گذار باشند، بايد از همه نظر در «جايگاه» بايسته و شايسته خود قرار داشته باشند. اگر در رأس اين حوزه مديري لايق، متين و كارآمد وجود داشته باشد، مي تواند با به كار گماري كارگزاراني با مهارت در اين موضوعات منشأ اثر در جهت تحقق اهداف سازماني باشند. از جمله اموری که روابط عمومی ها باید آنها توجه داشته باشند می توان به موارد زیر اشاره کرد:
• توجه جدي به افكار همه كاركنان در ايجاد حركت، اصلاح و جريان سازي سالم بدون در نظر گرفتن اميال و رويكردهاي سياسي مخرب كه متأسفانه يكي از معضلات روابط عمومي هاست.
• ارائه مشاوره هاي مؤثر به مديران ارشد سازمان كه اين در صورتي محقق خواهد شد كه مدير روابط عمومي بهره اي از علوم مشاوره اي، روانشناسي، علوم تربيتي، جامعه شناسي، مردم شناسي و ... داشته باشد؛ كه اين موضوع خلأ بزرگي در بسياري از مديران روابط عمومي هاي فعلي است.
• دفاع از جايگاه روابط عمومي در مقابل دخالت هاي غيرمسئولانه واحدها و افراد.
• حفاظت از حريم سازمان در مقابل جوسازي ها، خلاف گويي ها، دروغ پردازي ها، تهديدها و ... اين در حالي محقق مي شود كه مدير روابط عمومي خود مبرا از اين مسائل باشد.
• خروج روابط عمومي از موضع انفعالي به موضع فعال (در حال حاضر بسياري از مديران روابط عمومي كاملاً از موضع انفعالي در مقابل مديران برخوردار مي باشند.)
• تغيير فرهنگ سازماني غلط، به اين نكته بايد توجه كرد، كارگزار روابط عمومي موقعي در جهت تغيير فرهنگ سازماني مي تواند حركت كند كه با مقوله فرهنگ آشنايي داشته و ديگر اين كه با علم رفتار سازماني مأنوس باشد.
• ايجاد حسن رابطه بين كاركنان، مشاوران و مديران سازمان.
• كمك در جذب استعدادهاي درخشان كاركنان يا به عبارتي ايجاد بستري مناسب در جهت بالندگي انديشه كاركنان.
• تقويت ارزش ها و ويژگي هاي مطلوب انساني.
• معرفي الگوهاي آموزشي مناسب درون سازماني و برون سازماني.
• سازماندهي خبري سازمان (تلاش براي اطلاع يابي و اطلاع رساني به موقع با روش ها و ابزارهاي ارتباطي.)
• تدوين نظام ارتباطي منسجم و تبليغي شفاف و روشن.
• تغيير نگرش مسئولان نسبت به نقش روابط عمومي و جايگاه و اهميت آن.
• جهت گيري و جهت دهي سازمان به سوي كارمند محوري.
• همكاري فعال و مستمر با مطبوعات و رسانه ها.
• تأكيد هماهنگ بر بهبود روابط درون سازماني و برون سازماني.
• تنظيم برنامه مدون و ساليانه براي عمل به شعائر و برگزاري مراسم مذهبي و غيره...
• انعكاس انتقادات و اخبار به صورت شفاف و عدم مميزي نمودن آن به مسئولان و دريافت بازخورد آن جهت ارائه به كاركنان.
• برگزاري جلسات داخلي بين كاركنان و مديران به صورت ماهيانه يا فصلي.
• تهيه مقاله هاي علمي در حوزه فعاليت هاي سازمان و نشر آن در رسانه هاي گروهي.
• معرفي مطلوب مقالات و تحقيقات كاركنان در سطح سازمان.
• انعكاس تجربه هاي موفق كاركنان سازمان.
• چاپ بروشور پيام هاي آموزشي، پژوهشي و ديگر فراورده هاي سازماني.
• تهيه فيلم براي معرفي سازمان.
• ايجاد برنامه نظامند همدردي با خانواده هاي سازمان بدون تبعيض قائل شدن.
• تهيه و تنظيم منشور اخلاقي روابط عمومي سازمان.
روابط عمومي تنظيم كننده مديريت ارتباط بين سازمان و كاركنان خواهد بود و به نوعي وظيفه خطير اطلاع رساني و سخنگويي و اعلام مواضع آن سازمان را در سطح جامعه و افكار عمومي برعهده خواهد داشت. اگر مديران مي خواهند هنر مردم داري را تحقق بخشند، لازمه آن به كارگيري مديران روابط عمومي كاردان، متخصص، بااخلاق و هنرمند در برقراري ارتباط با مخاطبان است.
نوشته شده توسط کاظم لطفی در جمعه
1388/08/29 ساعت 11 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
|
ایجاد انگیزه هنر روابط عمومی |
|
|
یکی از مهمترین و سخت ترین دلمشغولیهای هر سیستم و هر سازمانی حرکت برای اهداف تعیین شده و تحقق رسالتهایی است که برای آن پیش بینی کرده و تعیین راهکارها برای آینده موفق در سازمان می باشد.
برای این منظور انگیزه فردی و جمعی برای رسیدن به آن امری غیر قابل تردید است .
ایجاد انگیزه در بین مخاطبان درون سازمانی یکی از مهمترین دستاوردهای روابط عمومی است .
برای تعامل بهتر نیاز به ارتباط است و برای برقراری ارتباط انگیزه لازم است . پس روابط عمومی نقشی تعیین کننده برای رسیدن به اهداف سازمانی را ایفا می کند علم و هنری که چنانچه بر آن احاطه کامل نداشته باشیم بار منفی آن چشمگیر و نارضایتی و تزلزل و عدم اطمینان به آینده در کوتاهترین زمان ممکن منجر به شکست سازمانی می شود.
همدلی سازمانی و افزایش انگیزه در کارکنان به منظور غلبه بر بحرانهای ایجاد شده ، با در اختیار گرفتن چرخ ارتباطات موجب آرامش و تسهیل سازش با محیط شده و نقاط ضعف را به نقاط قوت تبدیل و با شفاف سازی می توان امید به آینده را جلوه گر کرده و این تجلی امید هنری است که فقط باید در روابط عمومی جستجو کرد و همواره روابط عمومی به عنوان ابزاری کارآمد باید به آن توجه داشته باشد.
یکی از راهکارهایی که می تواند موجب همدلی سازمانی شود ، ارزش نهادن به پیشکسوتان و همکاران با تجربه قدیمی است ، زیرا با بزرگ کردن آنها خود را بزرگ و پویا کرده و همکاران جوان احساس خواهند کرد در سالهای بعد می توانند در یک سازمان فعال جای قدیمی ها را پر کرده و در آرزوی آنکه آنها هم روزی به عنوان همکاران با تجربه یاد خواهند شد، امید به آینده را سرلوحه کار خود قرار خواهند داد . همانند یک خانواده کوچک که فرزند با تبعیت از پدر و الگو قراردادن او موجب حفظ و انسجام نهاد خانواده می شود و نشاط و زندگی را می توانیم در این جامعه کوچک مشاهده کنیم. بالعکس زمانیکه فرزند برای تجربه پدر ارزشی قائل نباشد ، زنجیره های خانواده گسسته شده و هرج و مرج جایگزین و پایه خانواده از هم پاشیده می شود.
آیا به راستی باید تجربه و اندوخته دیگران را به سادگی و به سرعت فراموش کنیم ؟ و خانه ای را که سالها پابرجا مانده ، خراب و از نو بنا کنیم ؟ یا می توانیم با کمی اغماض و با شهامت از صاحبنظران نه به نام بلکه عملکرد آنها را فرا گرفته و دنباله رو تجربه آنها باشیم ، عوامل شکست آنها را تجزیه و تحلیل کرده و عوامل پیروزی آنها را سرلوحه کار خود قرار داده ، قوت و توسعه بخشیم . وجود آنها را غنیمت شمرده و برای آنکه فردا جوانان نیز از ما سرمشق گرفته و یاد کنند ، ارزش و منزلت بزرگترها و پیشکسوتان را حفظ کنیم که خود بزرگترین عامل پیوند سازمانی و ایجاد انگیزه است .
چرا هر کس فکر می کند همه چیز را درباره روابط عمومی می داند و یا اینکه فکر می کند توانایی آن را دارد که آنرا هدایت کند .روابط عمومی علم گسترده ای است که ابتدا و انتهای آن طولانی است بنابراین هر کس که در گوشه ایی از آن قرار می گیرد احساس می کند از روابط عمومی سررشته و آشنایی کافی دارد . باید گفت روابط عمومی فقط برای روابط عمومی است . هر کس مقصود و منظور خود را می داند ولی به عنوان کارشناس دارای تجربه و تخصص در روابط عمومی می باشد و به عبارت بهتر کسی که در روابط عمومی کار می کند باید فن روابط عمومی را بداند.
آنچه یک کارشناس روابط عمومی باید بداند ، وقتی از علم روابط عمومی سخن گفته می شود ، چگونگی ارتباطات عنوان می شود و مسائل روابط عمومی را بیان کرده و به زبان می آوریم ، ممکن است هر فرد، مسئول یا مدیری مدعی باشد که آنرا می شناسد و آنچه را که گفته شد بیشتر از دیگران آگاهی داشته و خود را به عنوان صاحبنظر موجه
می داند و از هر نظر خود را عالم به علم روابط عمومی می شناسد .
در چنین موقعیتهایی کارشناس روابط عمومی نباید موضوعی را که یادآوری می کند روی آن مسئله تکیه کرد و پا فشاری کند به ویژه در زمانیکه به عنوان کارشناس در روابط عمومی مشغول کار هستیم قطعا نتیجه عکس می دهد زیرا در سازمانهای ما افراد بسیاری هستند که در جایگاههای بالاتر اداری بوده و دارای نفوذ می باشند و خود را محق به اظهار نظر می دانند . باید توجه داشت کسانی به علم روابط عمومی اگاهی دارند که این علم را آموخته باشند و تحصیلات آنها در همین زمینه باشد و در آن تجربه کسب کرده باشند.
متاسفانه در هر تحول و دگرگونی در جامعه یکی از اولین قربانیان روابط عمومی است و پس از تغییر مدیریت روابط عمومی نیز تغییر کرده و کسانی سررشته کار را در دست می گیرند که کمتر اطلاعی از روابط عمومی دارند . مدیریت جدید در سازمانها که تمایل وافری دارند روابط عمومی به صورت چشم و گوش بسته تحت نظارت کامل آنها باشد و نقطه نظرات و ایده های آنها را موبه مو اجرا کند از انتخاب خود در بدو امر بسیار راضی هستند و بدون توجه به عواقب اینگونه انتخابها و با توجه به اینکه در کوتاه مدت به نظر می رسد همه چیز بر وفق مراد است غافل از آنکه بدلیل همین آشنایی و نزدیکی مدیر روابط عمومی با بالاترین مقام سازمان هیچکس شهامت بازگو کردن مشکلات ، چالشهای ایجاد شده و بیان نقاط ضعف و قوت را ندارد و از فعالیتهای اشتباه مدیران به ویژه در روابط عمومی به عنوان فعالیتهای ویژه و برجسته نام بوده و با عنوان کردن آنکه هنر مرد مداری را گسترش داده اند آنرا بزرگ می کنند.
این نوع برخوردها تا زمانیکه سازمان و یا هر سیستمی با چالش جدی یا بحران مواجه نشود، پاسخگو است بدون آنکه عواقب آن را در نظر بگیرند . نیاز مالی ، ترس از تغییر و نگرانی از تنبیه و اخراج و مواخذه موجب عقب نشینی افراد و تملق و چاپلوسی می شود که برای هر سازمانی بسیار خطرناک است .در حالیکه روابط عمومی علمی و متخصص روابط عمومی می تواند نسبت به شفاف سازی و جلوگیری از این نوع برخوردها موفق عمل کند .
در غیر این صورت مدیریت از درک عقب ماندگی و دور شدن از اجتماع مخاطب خود عاجز است .
باید دانست مدیریت بر روابط عمومی هر سازمانی تحت تاثیر ساختار و فرهنگ آن سازمان و مخاطبین آن است . فعالیت در یک محیط تجاری کاربرد خود را دارد و طیف خاصی از مهارتها در آن کارایی دارد .
یک سازمان خیریه ، یک سازمان خدماتی، تولیدی هر یک روابط عمومی خاص خود را می طلبد و نمی توان کارکردهای آن را با یکدیگر مقایسه کرد.
استفاده از فعالیتهای برنامه ریزی شده روابط عمومی موجب پویایی و نشاط سازمانی شده و انگیزه های فردی و جمعی و همکاری و همدلی سیستم را افزایش می دهد.
اشاره کنیم که جوانان امروز آرزو دارند در ابتدای راه بیشترین مطالب را که دارای معنی و مفهوم کاربردی باشد آموزش دیده و فرا گیرند و آن را به صورت واقعی و شفاف درک کنند و در مسیر اصولی و صحیح حرکت نمایند .
ما می توانیم با ارتباط بهتر بین پیشکسوتان و جوانان ، کسانیکه این راه را طی کرده اند ، بستری فراهم کنیم تا تجربه قدیمیها در کنار توان و قدرت جوانان قرار گیرد. ایجاد بستر مناسب و ارتباط بین نسل قدیم و جدید موجب نشاط و پویایی در هر سازمانی خواهد شد و این هنر روابط عمومی است . زمانیکه قدیمیها بدون توجه کنار می روند هیچ انگیزه ای برای انتقال تجربه خود ندارند و جوانان که نمی دانند از کجا باید حرکت را ادامه داده یا آغاز کنند ، بار دیگر به نقطه صفر بازگشته و زمان را از دست می دهند . این خلا موجب می شود همیشه نوعی تاخیر و عقب ماندگی را نسبت به سایر جوامع شاهد باشیم.
هنر مردمداری ، تخصص روابط عمومی علم پیچیده ای است که باید از متخصص آن بهره گرفت و گرنه معماری که آجری را کج بنا نهد تا ثریا کج خواهد رفت .
بقول مولانا : حاصل عمرم سه سخن بیش نیست خام بودم پخته شدم سوختم |
|
|
|
|
|
|
|
|
نوشته شده توسط کاظم لطفی در جمعه
1388/08/29 ساعت 11 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
|
هنر مدیر روابط عمومی
روابط عمومی فعالیتی است ممتد ، مدوام و طرح ریزی شده که از طریق آن ، افراد و سازمانها می کوشند تا تفاهم و پشتیبانی کسانی را که با آنها سروکار دارند به دست آورند ودر حقیقت بخشی از مدیریت است ودر اغلب موارد نقش مغز متفکر ، قلب تپنده ، دست اجرا پای پیشرفت ، گوش شنوا ، چشم بینا و زبان گویای سازمان ، مدیریت آن را ایفا می کند
در این مجال بطور مختصر به هشت هنر مدیران روابط عمومی در راستای بهبود جایگاه روابط عمومی در سازمانها وادارات اشاره می شود
1- آشنایی با سازمان وروابط حاکم برآن : مدیر روابط عمومی باید به روحیات ، فرهنگ و فضای حاکم بر سازمان آشنا بوده واز این رهگذر اطلاعات دقیق را در اختیار مدیران تصمیم گیر بگذارد
2- آگاهی به مسایل روز جامعه : آشنایی با محیط بیرونی سازمان و روابط فی مابین شخصیتها و سازمانهای موجود در منطقه و نوع برخورد مقامات منطقه با سازمان برای مدیر روابط عمومی راهگشای بسیاری از تصمیم گیریها در روند جاری مدیریت خواهد بود
3- آگاهی به روش کار با رسانه ها: نحوه برقراری ارتباط با ارباب جراید و خبرنگاران و بعبارت دیگر رسانه های ارتباط جمعی از توانمندیهای یک مدیر روابط عمومی است چرا که رسانه ها حلقه های اتصال به افکار عمومی هستند
4- صمیمی ترین فرد با رئیس سازمان : دارا بودن این ویژگی در مدیر روابط عمومی مرتفع کننده بسیاری از مشکلات خواهد بود
5- خوش برخوردی و آگاه به آداب معاشرت : احراز این خصیصه مستلزم تجریه ، مصاحبت و همنشینی با قشرهای مختلف و توانایی شناخت روحیات هریک وانتخاب نوع برخورد با هر گروه می باشد
6- آراستگی ظاهر و جاذبه کلام : بدون شک یکی از اصولی که فرد می تواند نظر خود را به مخاطبین القا نماید، خوشنامی ، آراستگی ظاهر و قدرت جذب مخاطب می باشد
7- قدرت تخیل : نوع تصمیم گیری در مواقع حساس ، نیاز به قدرت تجزیه و تحلیل شایسته دارد تا شئونات سازمان حفظ گردیده و فعالیتهای جاری با آرامش و اطمینان به انجام رسانده شود
8- داشتن تخصص مربوطه : مدیر روابط عمومی باید علاوه بر داشتن هنر روابط عمومی ، از دانش و تخصص این امر نیز برخوردار باشد و با مطالعه مکرر و کسب تجربه ، علم خود را روز آمد سازد
|
|
|
|
|
نوشته شده توسط کاظم لطفی در جمعه
1388/08/29 ساعت 11 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
هنر روابط عمومي يافتن رمز نفوذ توأمان در افكار و دلهاست.
روابط عموميها به عنوان مغز سازمان ياد ميشود. نگرش نسل جديد نسبت به روابط عمومي، نگرشي تازه و بديع است يعني هنر برقراري ارتباط با مردم، با هدف جلب رضايت آنها كه منجر به اهميت يافتن حقوق شهروندي ميشود.
امروزه روابط عموميها به عنوان عناصري قوي، در ارزيابي و تقويت برنامهها و پيشبرد اهداف سازمانها تلقي ميشوند.
روابط عموميها بخشي از سازمان هستند كه وظيفه تجزيه و تحليل افكار عمومي، يافتن نقاط ضعف و قوت، شناخت فرصتها و تهديدها را داشته و در پي آناند تا با در نظر گرفتن محدوديتها، بهترين روش استفاده از فرصتها را براي سازمان طراحي كنند.
در مجموع ميتوان روابط عمومي را يك وظيفه و كار مديريتي دانست كه به ايجاد و حفظ خطوط دوجانبه ارتباطي و همكاري متقابل ميان سازمان و عموم مردم كمك ميكند و پيوسته از نظرات عموم آگاه و نسبت به آنها با اعتنا و پاسخگو است و مسئوليت مدير را براي خدمت در جهت منافع عموم تعريف و تأكيد كرده و به آن ياري ميدهد تا با شجاعت تغييرات سازماني را پذيرفته و به نحوي مؤثر آن را به خدمت بگيرد و به عنوان يك سيستم هشدار اوليه و حسگر قوي كاركند.
توسعه به معناي رشد تدريجي در جهت پيشرفتهترين، قدرتمندترشدن و حتي بزرگترشدن است و كوششي براي ايجاد تعادلي تحقق نيافته يا راه حلي است در جهت رفع فشارها و مشكلاتي كه پيوسته بين بخشهاي مختلف زندگي اجتماعي و انساني وجود دارد. به عنوان مثال حتي در كشورهاي پيشرفته نيز پيشرفت فكري و اخلاقي انسان با پيشرفتهاي فناورانه وي همساني نداشته و يا اينكه فرهنگ عامه با تكنيكهاي وسايل ارتباط جمعي هماهنگي ندارد.
توسعه جرياني است كه در خود تجديد سازمان و سمتگيري متفاوت كل نظام اقتصادي اجتماعي را به همراه دارد و به معناي بازسازي جامعه بر اساس انديشهها و بصيرتهاي تازه است.
نظريه مهم ديگري توسعه را به معناي «امكان دسترسي مردم به فرصتهاي مناسب و پايدار براي ارتقاي سطح زندگي خود و ديگران» معني ميكند، توسعه صرفا به معناي بهبود زندگي مادي نيست بلكه توسعه كامل زماني اتفاق ميافتد كه انسان بتواند در مسير كمال و تعالي قدم برداشته اعتدال پيشه نمايد و تفكر كند و در تصميم گيريهاي مؤثر، فرصت مشاركت پيدا كند، مشاركتي كه نه تنها نخبگان، بلكه مردم عادي را نيز دربرگيرد و مبتني بر «آگاهي همه جانبه» باشد كه مشاركت عمومي را به «مشاركت معنادار» آنان ارتقا ميدهد و نتيجه آن رقم زدن زندگي جديدي است كه موجبات حركت به سمت حيات طيبه اسلامي را فراهم ميآورد.
در مسير چنين توسعهاي، روابط عمومي نقش و جايگاه ويژهاي يافته و نه تنها زمينهساز توسعه بلكه كليد ورود به توسعه است.
روابط عمومي توسعه محور با هدف كمك به رفع مشكلات سازمانها و گروههاي اجتماعي مرتبط با آنها به گونهاي عمل ميكنند كه منافع هر دو طرف به طور همتراز تأمين شود.
متخصصان روابط عمومي ميتوانند با استفاده از تواناييهاي خودمردم را به سمت رشد، پيشرفت و توسعه رهنمون سازند.
يكي از وظايف بسيار مهم روابط عمومي در برنامههاي توسعه، رساندن اطلاعات به كليه بخشهاي جامعه است تا همگي آنها فرصت مداخله و مشاركت در توسعه را داشته باشند. كار ويژه اصلي چنين روابط عمومياي با محوريت دانش مداري و با هدف دانش گستري و در نتيجه توسعه آگاهي و دانش در جامعه است.
نوعي از آگاهي كه محصول گفتوگوي متقابل ميان مديران و جامعه با يكديگر و در درون خود و در يك فضاي آزاد، متوازن و برابر است كه بيترديد در آن هر دو طرف، حق اظهارنظر داشته و معيار پذيرش ديدگاههاي طرفين، عقلانيت و منطق است.
روابط عمومي توسعه محور نقش ايده پردازي، برقراري ارتباط و نقادي را بر عهده گرفته و منعكس كننده خواستها، نيازها و واكنشهاي بيروني سازمان به داخل جامعه باشد و به عنصري توجيه كننده براي سازمان بدل نشود.
روابط عمومي به عنوان مهندس توافق و تفاهم، نقش راهبردي در سازمانها و مؤسسات دارد به طوري كه يك روابط عمومي كارآمد (تخصصي و كارشناسي) ميتواند سازمان يا مؤسسه خود را در جامعه مورد اقبال و محبوبيت و رضايت افكار عمومي قرار دهد و در صورت نداشتن چنين ويژگيهايي جامعه از سازمان مربوطه رويگردان شده و با افزايش انتقادها، شكايتها و بيتفاوتيهاي مردم كه نتيجهاي جز ورشكستگي و بي اعتباري نخواهد داشت.
يكي ديگر از نشانههاي روابط عمومي توسعه محور، ورزيده كردن جامعه است با كنش و واكنش متقابل با مردم تمرين انتقادپذيري به آنان نگاه به خود توجه به محدوديتها و تنظيم خواستهها موجب ميگردد تا در صورت بروز بحران و ياكاستيهاي معمول، آحاد جامعه از خود ظرفيت و انعطاف نشان داده و باهمدردي و همدلي كردن با مسئولين در جهت حل مشكلات گام برداشته و خود را اداره كشور سهيم بدانند.
ارتقاي سطح سلامت عمومي و افزايش «ميزان اميد به زندگي» و «ايجاد آرامش عمومي» در جامعه از ديگر دستاوردهاي ارزشمند روابط عمومي توسعه محور است.
در اين مدل اعتماد مخاطب، بالاترين سرمايه براي روابط عمومي بوده و صداقت بهترين راهبرد براي كسب وتقويت اعتماد ملي است و اخلاقگرايي و التزام به شفافيت در كسب اخبار و اطلاع رساني و تدوين «نظام نامه اخلاقي» و پايبندي به ان از ديگر ويژگيهاي اين مدل نوين است.
بر اساس اين نگاه توجه به اثرگذاري و روشن كردن حقيقت براي جامعه دو عامل تعيين كننده در روابط عموميها به شمار ميروند.
به تعبير مقام معظم رهبري گاهي انسان توضيح هم ميدهد بيان هم ميكند منتهي بيفايده، چون نوع بيان نوع بيان اثرگذار و باوربرانگيز نيست، حقيقت را درست روشن نميكند و اين از آسيبهاي جدي موجود در اين عرصه است.
به ويژه در جوامع اسلامي كه نقش حقيقت در آن جايگاهي ويژه يافته و به طبع آن الزامات ديگري نيز آشكار خواهد شد.
وي خاطرنشان كرد: در يك جامعه اسلامي و در يك نظام ديني همه مردم حاكم هستند و مسئول و همه هم ميتوانند بازخواست و نظارت كنند و هيچ كس از دايره مشاركت ودخالت در امور عمومي ممنوع يا محدود نيست. در چنين جامعهاي به روابط عمومي به عنوان كانون تفكر نگريسته ميشود.
نوآوري و خلاقيت واهمه نداشتن و به پيشواز دگرگونيها رفتن استفاده از فناوريهاي روز در زمينه تبادل اطلاعات، ايجاد روابط عموميهاي الكترونيك، استفاده از تمام ظرفيتهاي فرهنگي و اجتماعي جامعه و انجام كار حرفهاي ونه كار سياسي و عوام پسندانه، رجوع به آداب و رسوم ملي و مذهبي توجه به آموزش و پژوهش در حوزه ارتباطات از خصوصيات ديگر اين مدل است
نوشته شده توسط کاظم لطفی در جمعه
1388/08/29 ساعت 11 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
پوست اندازی روابط عمومی ها
درباره روابط عمومی با آنکه یک گوهر بیشتر ندارد از هر که بشنوید نا مکرر است صحبت کردن درباره این فعالیت که امروزه بدرستی هنر نام گرفته است امری سهل و ممتنع است ، آسان از این دیدگاه که همگان کم و بیش با چار چوبهای تعریف شده آن آشنایند و سخت از آن جهت که سخن گفتن درباره این کوشش هدفمند سازمانی که مستقیماً با روح انسانها چه در درون سازمان و چه بیرون از آن سر و کار دارد طبعاً امری خطیر و حساس است . بنظر من جوهره روابط عمومی که در درون مثلث مردم ، مسئولان و رسانه ها قرار گرفته است ارتباط است.
روابط عمومی ها که از یکسو اطلاعات سازمان خود را در اختیار مردم قرار می دهند و از سوی دیگر انتظارات مردم را به مدیران و نظام تصمیم گیری هر سازمان منعکس می کنند و درفرایند این تبادل از محمل رسانه ها استفاده می کنند باید که سیال سازی فرایند اطلاع رسانی را به عنوان اساسی ترین ماموریت خود در نظر بگیرند و برای دستیابی به هدفهای مختلفی که بر اساس راهبردهای سازمانی تعیین کرده اند برنامه ریزی کنند قید برنامه ریزی نشان دهنده این واقعیت است که اگر اطلاعات جریان پیدا نکند و این جریان مبتنی بر یک برنامه ریزی عملی نباشد اگر مخاطبان و نیازهای آنان را بدرستی نشناسد و اگر به موقع عرضه نشود مفید فایده نخواهد بود . چرا جریان اطلاعات اینگونه اهمیت یافته است ؟
چرا اگر قرن بیستم قرن اطلاعات نام گرفته بود هزاره سوم هزاره جریان اطلاعات نام یافته است ؟
چه کسانی جزء عناصر ارتباطی که روابط عمومی ها درکانون آن قرار گرفته اند عهده دار این رسالت کم نظیراند؟
تا کی باید از نا کار آمدی نهاد روابط عمومی صحبت کنیم و نیازهای روز افزون اطلاعاتی مردم را به مثابه هشداری بیداری بخش مرتباً با خود تکرار کنیم؟
اولاً به نظر من و بی آنکه گرفتار غرور کاذب بشویم آن جریان سازنده آغاز شده است ، دست کم امروز در میان ما اعم مسئولانی که از اطلاعات روابط عمومی ها در جهت تصمیم سازی بهره می گیرند و چه آنها که در این نهاد وظایفی بر عهده دارند هیچکس منکر اهمیت هنر روابط عمومی و اثر گذاری کم نظیر آن نیست . همچنین حداقل شیوه های عرفی و کلاسیک کار شناخته شده است اما در کنار این حرکت آغازین نیاز به توسعه فعالیت های خلاقانه و البته مطالعه شده و آسیب شناسی روابط عمومی ها نیز صمیمانه احساس می شود اگر می خواهیم این حرکت همچنان سیر صعودی خود را حفظ کند و مهمتر از آن به سوی هدفهای تعیین شده سیر می کند و مؤثر می افتد باید ارتباطات و اطلاعات در جایگاه نافذ خود قرار گیرد.
اگر امروزه دامنه علوم وسعت بیشتری پیدا کرده به دلیل آن است که بر بستر اطلاعات قرار دارد اگر امروز انتقال اطلاعات با تکنولوژی های موجود در حد یک میلیون صفحه A4 در ثانیه است درکمتر از پنج یا ده سال به ده میلیارد صفحه در ثانیه خواهد رسید اگر می خواهیم چشم اندازهای تحولی را در شرف اتفاق افتادن است درست بشناسیم و با چشم بازتری در این شرایط متحول برنامه ریزی کنیم و نیز یک کار اجرایی را موفقیت آمیز به سامان برسانیم باید به مرکز ثقل جهان توجه کنیم .
اگر زمانی ارشمیدس به دنبال یک نقطه اتکا برای جابه جا کردن جهان می گشت امروز هیچکس تردید ندارد که مرکز ثقل جهان اطلاعات است امروز هر کسی هر تاجری ، هر دولتمردی و هر دولتی که سریعتر و کاملتر به اطلاعات دسترسی داشته باشد می تواند زندگی اش را ، شرکت اش را ، کشورش را و حتی جهان را جابجا کند .
طبعاً در چنین جهانی که در فرایند جابجایی قدرت ، زور و ثروت جای خود را به اطلاعات داده است شفافیت اطلاعاتی و مطلع بودن از همه اموری که در سطح مدیریتی ما تعریف شده است امری اجتناب ناپذیر است .
و اما در این شرایط چگونه می توانیم سطح آگاهیهای خود را ارتقاء ببخشیم ؟
اولاً باید آموزش کافی و مناسب ببینیم .
دوماً خود را برای دریافت اطلاعات روز آمد به فن آوری روز مجهز کنیم .
جامعه اطلاعاتی امروز بخاطر انتقال سریع و در واقع بسیار سریع و چند کانونی طبیعتاً بحران زا هم خواهد بود و بر خلاف جوامع سنتی و حتی صنعتی به آسانی و با توسل به روشهای کهنه و کند دیروزی و با ابزار از رده خارج شده و زمان تلف کن نمی توان به پرسش های ساکنان جامعه نرم افزاری امروز پاسخ گفت .
ما در مقابل این مردم با این ویژگیها و با این حد انتظار ها پاسخگو باشیم این وظیفه ای است که چه بخواهیم و چه نخواهیم بر گردن همه ماست و البته آنکس که نمی خواهد پاسخ بگوید نمی تواند هم در این چرخ پایداری کند .
حال باید برای انجام این وظیفه قطعی خود را متقاعد کنیم ، البته آموزش دهیم ، مجهز سازیم و از لاک عادت به روشهای پوسیده بیرون بیاییم و راه کارهای تازه را که می تواند توانیهای ما را هزار چندان کند تجربه کنیم و در یک کلام باید پوست اندازی کنیم.
در این راه میتوانیم توصیه های زیادی داشته باشیم اما حیفم می آید این لحظه هایی را که با همان سرعتی که گفتیم در حال گذر است برای ذکر جزئیات تلف کنیم و در یک کلام بگوییم نگاه خود را به روابط عمومی تازه کنید این یک شغل نیست که با آمکوزش های کلاسیک و روشهای تکراری بتوانید سالهای خدمت را پشت سر بگذارید . اگر روزی چیزی تازه ای نیاموختید و اگر روزی زوش نوی در جهت انتشار اطلاعات درست و تعالی بخش بکار نبرید آن روز جزو عناصر سازنده جهان فردا نخواههید بود.
این توفیق و شانس بزرگی است که شما را در مرکز یک جریان بالقوه سازنده و پردازنده قرار داده است . باید دریافت درستی از تصویر جهان فردا که عصر نرم افزاری و فرهنگی است داشته باشیم و نباید خودمان را در چنین دنیایی ، محدود عصر صنعتی کنیم .
بعنوان یک یادآوری لازم می دانم که اشاره کنم مشخصات جهان امروز و فردا بطور انحصاری در اختیار گروههای خاص نیست همان جوهره اطلاعاتی که به آن اشاره کردم انبوهی از یافته های تازه را در اختیار همه علاقه مندان قرار می دهد و لذا آنهایی هم که می خواهند دنیای اطراف ما را کدرتر از شرایط واقعی نشان دهند از ابزارهای روز استفاده می کنند . ابهام می آفرینند عوامل عدم تفاهم را تشدید می کنند و فاصله ها را پر نشدنی تصویر می کنند .
اگر ما ، من و شما که شانس ایفای رسالت در روابط عمومی را یافته به این ابزارها دسترسی نداشته باشیم و یا از دانش استفاده از آنها برخوردار نباشیم قادر نخواهیم بود علل عدم تفاهم را شناسایی کنیم ، تجربه و تحلیل کنیم ، راه حل ها را پیدا کنیم و ابهام را بزداییم و این یعنی مرگ روابط عمومی ها.
ترجیح می دهم نوشته ام را با شادکامی اعتقاد همه مان به رسالت و توانمان برای خدمت اطلاعاتی به مردم به پایان ببرم .
مایلم تذکر دهم که روابط عمومی پس از گذار از مراحل تشریفات صرف و تبلیغات صریح و شرایطی انفعالی ، امروز با قرار گرفتن در مرحله ایفای نقش مشاوره ای اطلاع رسانی در انتظار افکار مبتکرانه و خلاقانه شماهاست به یاد داشته باشیم که معمولاً تبلیغات در کوتاه مدت پیروز است اما کار روابط عمومی یک کار بلند مدت است کاری باید با مطالعه ، برنامه ریزی و عاشقانه صورت گیرد و همانند هر پژوهش علمی ، همیشه هر بار همه ابعاد آن تجزیه و تحلیل و آسیب شناسی شود تا حرکت بعدی کم خطا تر و مؤثر تر اتفاق بیافتد . ارزیابی علمی امری است که از احتمال بروز خطاهای مشابه و مکرر می کاهد و زمان را به نفع تحقق هدفهای سازمانی ما در اختیار ما قرار می دهد.
و سرانجام آنکه در نگاهی دوباره به مثلث روابط عمومی ها ، مواظب باشیم که مسئولان در غیبت افکار عمومی خود شیفته نشوند ، رسانه ها به جای محملی برای تبادل اطلاعات به اهرمهای فشار تبدیل نگردند ، مردم که در واقع باید آزادانه نظر بدهند و آگاهانه هدایت کنند پشت در نمایند و گوهر اطلاع ناب اصیل به تبلیغات فرموده تغییر شکل ندهد.
این هر سه ضلع و این هسته گوهری همه باید همان باشند که هستند.
نوشته شده توسط کاظم لطفی در جمعه
1388/08/29 ساعت 11 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
|
|
|
روابط عمومی و کارکرد آن |
|
|
|
هنگامی که کلمه روابط عمومی را می شنویم احتمالا تصویری نچندان پیچیده از آن در ذهن خواهیم داشت.هریک از ما در زندگی به نحوی مفهوم روابط عمومی را درک کرده در مفاهیم عامیانه داشتن روابط صمیمانه با دیگران و فراوانی دوستان را به روابط عمومی فرد نسبت می دهند ولی بسیاری از ما دانش زیادی پیرامون ماهیت روابط عمومی و کارکرد آن در اجتماع نداریم . |
|
گاهی که به اخبار رسانه های جمعی گوش می دهیم اطلاعیه با بیانه ای را به نقل از روابط عمومی یک سازمان یا نهاد خاص می شنویم در آن هنگام ممکن است تصویر ذهنی از روابط عمومی دو یا چند نفر باشد که در اتاقی چند متری مشغول پاسخ با سوالات مردم هستند و یا بیانیه صادر می کنند در صورتی که مهمترین بخش یک سازمان روابط عمومی است که به عنوان هسته اصلی اتصال یک سازمان یا مخاطبین است و وظایف بسیاری را در این رابطه تحت پوشش قرار می دهد که ضعف آن می تواند مشکلات بسیاری را برای اقشار مختلف جامعه پدید می آورد .
روابط عمومی چیست ؟
معمولاً ارتباط با مخاطب وظیفه اصلی روابط عمومی بشمار می رود و مشخص است که روابط عمومی باید با احتیاط و سنجیده عمل نماید .
روابط عمومی دانش نیست روابط عمومی یک حرفه و شغلی است که تعدادی از علوم را به کمک می گیرد و اصلی ترین علمی که در رشته و کار روابط به کار می آید ارتباطات است در این مقاله سعی شده است به طور مختصر نگاهی مجدد و تا حدی مقایسه ای به تعریف روابط عمومی و مخاطبان آن بیندازیم .
در اینجا به چند تعریف که کارگزاران روابط عمومی ارائه می دهند نگاهی می اندازیم .
1) د رگردهمایی جهانی انجمن های روابط عمومی ، در سال 1978 میلادی در مکزیک بر این تعریف توافق نظر شد.
روابط عمومی هنر و علم اجتماعی تحلیل روشها ، پیش بینی پیامدهای آنها ، مشورت دادن به رهبران سازمان و انجام طراحی برنامه علمی است که در خدمت علایق سازمان و مخاطبانش باشد
2) انجمن روابط عمومی(IPR) در سال ١٩٨٧ این تعریف را مطرح کرد«کار روابط عمومی طراحی و تلاش برای برقرای و حفظ حسن نیت و شناخت مابین سازمان و مخاطبانش است
٣) در سالهای اخیر ، جامعه روابط عمومی آمریکا یک گزارش از اصطلاحات علمی ، شامل چند اصطلاح برای ارتباطات رسمی و رفتار همگانی منتشر و در آن آمد که پیشنهاد و رضایت بخشی برای اصطلاح روابط عمومی وجود ندارد . تعریف هایی که از این گزارش برداشت می شود به شرح زیر است :
- روابط عمومی به یک سازمان و مخاطبانش برای سازگاری دو طرفه به یکدیگر کمک می کند .
- رواب عمومی تلاش های سازمانی برای غلبه بر همکاری گروههای مردمی است .
- روابط عمومی بطور موثر به سازمان ها کمک می کند تا با مخاطبان اصلی خود ، تعامل و ارتباط داشته باشند .
با این وصف نمی توان به آسانی یک تعریف مناسب پیدا کرد . رکس هارلو (Rex Hrrlow) در یک تحقیق در سال ١٩٧۶ میلادی ۴٢٧ تعریف را بررسی کرد . و در نهایت نتیجه گرفت که «روابط عمومی ، کارکرد مدیریتی مشخص است که به برقراری و حفظ سطوح دوطرفه ازتباط ، پذیرش و همکاری مابین سازمان و مخاطبانش کمک می کند که شامل مدیریت ادامه دهی پاسخگویی به افکار عمومی ، شناسایی و تقویت وظایف مدیریتی برای خدمت به علایق عمومی ، کمک به مدیریت برای اداره همزمان و استفاده موثر از تغییر خدمت کردن به عنوان یک سیستم اولیه خبر و کمک به پیش بینی تمایلات و استفاده از تحقیق و تکنیک های ارتباطات اخلاقی بعنوان ابزار اصلی است .»
۴) گروه یورک شایر و هامبر ساید انجمن روابط عمومی ، در کمیسیون بین المللی روابط عمومی را اینگونه تعریف نمود :
روابط عمومی محدود شهرت و اعتبار است . نتیجه آنچه شما انجام می دهید ، آنچه شما می گوئید و آنچه دیگران در مورد شما بگویند.
و در آخر با توجه به تعاریف می توان این را استنباط کرد که روابط عمومی یک حرفه و شغلی است که تعدادی از علوم را به کمک می گیرد. تا ارتباطی دو سویه را بین سازمان و مخاطب برقرار نماید تا اینجا امیدوارم که این مختصر بیان در رابطه با کار گسترده روابط عمومی شما را تا حدودی با حیطه کار آن آشنا کرده باشد و برای رسیدن به درک این هنر هر ماه نگاهی اجمالی به کارکردهای آن در اجتماع و رسانه خواهیم داشت .
|
نوشته شده توسط کاظم لطفی در جمعه
1388/08/29 ساعت 11 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
آسیب شناسی سازمان
سازمان مجموعه ای از افراد است و در هر سازمان نقش افراد، انجام دادن کارها و پیشبرد وظایفی است که به آنها محول می شود، برای اجتناب از آسیب دیدن سازمان اگر اخلاق بر سازمان حاکم باشد و اصول اخلاقی از طرف سازمان و کارکنانش مراعات گردد از چند جهت در موفقیت سازمان موثر خواهد بود. نخست اصول اخلاقی به عنوان یک ارزش در سازمان نهادینه خواهد شد. دوم اینکه بین سازمان و کارکنان آن روابط موثر، شفاف و دوستانه برقرار می شود و در نهایت سازمان شاهد پویایی و عملکرد مثبت کل سازمان خواهد بود. ارزش های اخلاقی خوب و ناهنجاری های اخلاقی بد در همه سازمان ها وجود دارد اما به محیط، فرهنگ و شیوه رفتار افراد بستگی دارد. رفتار اخلاقی کارمند به دو عامل ارزشهای شخصی و جو حاکم بر سازمان وابسته است. برای مثال چنانچه سیستم پاداش سازمان به گونه ای باشد که از رفتار نادرست افراد چشم پوشی نماید و حتی آنها را مثبت جلوه دهد، افراد شایسته هم ممکن است دست به کارهای نادرست بزنند. هنگامی که سازمان به افراد دروغگو و متقلب و یا کسانی که اعمال خلاف را انجام می دهند، ارتقاء مقام بدهد و یا آنها را مورد ستایش قرار دهد، چنین برداشت می شود که رفتارهای غیراخلاقی بازدهی مناسبی دارند، اینجاست که اصول غیراخلاقی در سازمان ریشه می گیرد. اصول غیراخلاقی کدامند؟ حاکمیت روابط بر ضوابط تنها یکی از مواردی است که سازمانها را به طرف بیراهه غیراخلاقی می کشاند. موارد دیگری مانند: تاخیر کارکنان هنگام ورود به سازمان، ترک محل کار، پنهانکاری، انجام کارهای شخصی در محل کار، استفاده از امکانات سازمان به نفع خود، دزدی اموال سازمان، فاش کردن اسرار سازمان، ریاکاری و چاپلوسی، اخذ رشوه و... گاهی به صورت ارزش درآمده اند. متاسفانه تمامی موارد پیش گفته کم و بیش در بسیاری از سازمانها وجود دارند. درباره علت پیدایش چنین ناهنجاری هایی در سازمان چندین دلیل اساسی را می توان مطرح کرد: عدم احساس مسئولیت، فقدان باورهای اخلاقی، نبود وجدان کاری، پایبندنبودن به تعهدات خود در قبال سازمان، حاکمیت ارزشهای مادی در برابر ارزشهای معنوی و... در پیدایش اصول غیراخلاقی در سازمان موثرند. در این راستا نقش مدیران سازمانها در پیرایش چنین روحیاتی در کارکنان را نباید نادیده گرفت. مدیری که رفتاری درست و صادقانه دارد بدون آنکه قصد آموزش کارکنان را داشته باشد به آنان تعهد اخلاقی را یاد می دهد و الگوی کارکنانش در زمینه اخلاق می شود یا به بیان دیگر مظهر ارزشهایی است که در سازمان غالب هستند. اگر مدیر از کارکنانش انتظار مشارکت در انجام کار، وظیفه شناسی، انضباط و جدیت را دارد یا سهل انگاری، کم کاری و حیف و میل منابع را نمی پذیرد در مقابل آن عدم درک و نادیده گرفتن نیازهای کارکنان و نیز عدم برقراری شرایط مناسب کاری از طرف مدیر پذیرفتنی نیست. تجمل پرستی مدیر راه را برای بروز رفتارهای غیراخلاقی در محیط سازمان هموارتر می سازد. اتاق کار مجلل و اتومبیل گران قیمت، برپایی جلسات بی محتوا و مسافرت های بی دلیل به بهانه ماموریت جزء عواملی هستند که نقش مدیر را درشیوع اصول غیراخلاقی در سازمان به اثبات می رسانند. بدون شک چنین اعمال و رفتاری از طرف مدیر تاثیرات سوء و مخربی را در بین کارکنان به جای خواهد گذاشت و آنان تصویر ذهنی منفی نسبت به سازمان و مدیرش خواهند داشت. در اینجا این پرسش مطرح می شود که در برابر شیوع رفتارهای غیر اخلاقی در میان کارکنان، از سوی مدیریت چه تدابیری باید اندیشه شود. برخی از اقدامات لازم در رویاروئی با ناهنجاری های غیراخلاقی در سازمان از این قرار است: 1- ایجاد مدل گزینشی مناسب، افراد برای سازمان یک سرمایه انسانی محسوب می شوند چرا که سازمان برای جذب و به کارگیری آنان هزینه های زیادی را پرداخته است. اگریک سیستم جامع گزینش در سازمان حاکم نباشد و از اصول و رویه های غیرمنطقی پیروی گردد، یقیناً افراد نالایق و ناکارآمد وارد سازمان خواهند شد. مصاحبه های استخدامی باید توسط روانشناسان و کارشناسان مجرب سازمان صورت گیرد تا با آگاهی از روحیات و اعتقادات فرد و نیز شناخت بهتر شخصیت او بتوانند افراد مناسب را انتخاب کنند. اگر سازمان می خواهد اصول اخلاقی را حاکم کند، پیشگیری از ورود افرادی که با هنجارهای سازمان هماهنگی ندارند تدبیری است به مراتب تاثیر گذارتر از درمان آن. افراد صادق، امین، باوجدان و درستکار از دل همین سیستم مناسب است که به سازمـان راه پیدا می کنند و باعث ترقی آن می شوند. 2- تدوین منشور اخلاقی: تشویق و ترغیب کارکنان به ارزشهای اخلاقی و حرمت نهادن به آن بدون وجود مقررات مکتوب در این زمینه راه به جایی نخواهد برد و تمام تلاشها برای استمرار اصول اخلاقی در سازمان بی نتیجه خواهند ماند. بهترین راه برای مبارزه با اصول غیراخلاقی همانا عمل به مقررات مدون و پذیرفته شده ای است که در اساسنامه سازمان ذکر گردیده اند. باوجود یک منشور اخلاقی راه برای بروز رفتارهای غیراخلاقی مسدود خواهد شد وکسی جرأت پیدا نخواهد کرد که خارج از این قاعده عمل کند. زیرا در صورت تخلف فردی از این اصول، مجازات و برخورد قانونی در انتظار وی خواهد بود. 3- ارزیابی عملکرد : اگر فرد عملکرد ضعیفی از نظر اخلاقی در کارنامه خود دارد علل آن را باید شناخت. آیا از شغلش ناراضی است؟شاید شغل وی هیچ تناسبی با علاقه و تخصص او نداشته باشد.یا ممکن است که فقر و دیگر مشکلات اقتصادی موجود در جامعه باعث شود فرد ناخواسته دست به اعمال غیراخلاقی بزند همچنین باید بررسی نمود که آیا شایسته سالاری در سازمان حاکم است؟ میزان مشارکت و تعهد کارکنان در چه سطحی قرار دارد؟ آیا بین مدیران و پرسنل تعارض وجود دارد؟ آیا جو بی اعتمادی و نگرش منفی در محیط سازمان سایه گسترانده است؟به هر حال عوامل پیش گفته می توانند تاثیر زیادی را در رشد اصول غیراخلاقی به همراه داشته باشند. باید عملکرد کارکنان مورد ارزیابی مداوم قرار بگیرد و نسبت به آنها یک سیستم پاداش و تنبیه مناسب اتخاذ گردد. از سوی دیگر بابرگزاری کارگاه های آموزشی و توجیهی و پرورش ذهن و روح کارکنان نیز می توان اعمال و رفتارهای غیراخلاقی را از صفحه فکری او پاک کرد. آخرین گزینه در برخورد با تکرار اعمال غیراخلاقی در سازمان اخراج و طرد کارمند خاطی از سازمان است، تا رفتار ناشایست و اعمال غیر اخلاقی مانند ویروس به دیگر اجزا، سازمان سرایت نکند. در ضمن برای پیشگیری از حاکمیت ناهنجاری های غیر اخلاقی بر سازمان باید فرآیندهای تقویت کننده اصول اخلاقی را شناخت و در سازمان به کار گرفت. از این میان می توان به شناخت بیشتر شخصیت خود و خودسازی در میان کارکنان، قدرت کنترل و تسلط بر نفس خویش، احساس تکلیف در برابر سازمان و سنجش اعمال نیک و بد خود، اشاره نمود. حال بر اساس آنچه که مطرح شد می توان چنین نتیجه گرفت که اصول اخلاقی یکی از دستاوردهای اجتماعی هر کشوری است، اگر اصولی اخلاقی متعارف در بین مردم نهادینه نشده باشد و اشخاص به صورت خودانگیخته ملزم به رعایت این اصول نباشند تبعات آن در سازمان ها به مراتب ویرانگر خواهد بود. نابسامانی های موجود در جامعه در زمینه اخلاق و ارزش یافتن انگیزه های مادی و کم بها دادن به ارزشهای معنوی زنگهای هشدار را به صدا در می آورند. اصول غیراخلاقی موجود در محیط های کار به یقین از سوی جامعه به درون سازمانها تسری یافته اند. پرسش این است که برای مقابله با آن چه باید کرد؟ آیا باید دست روی دست گذاشت و شاهد و ناظر آن بود تا به صورت یک اپیدمی سراسر سازمان را فراگیرد؟ یقیناً تسلیم کوچک تسلیم بزرگ را در پی خواهد داشت ، از این رو اگر قصد دارید معیارهای اخلاقی به صورت یک فرهنگ در سازمان ها نهادینه شود باید به راهکارهای مناسب آن عمل کنید. آموزش صحیح کارکنان و پرورش مهارت های انسانی و رفع نیازهای اساسی زندگی افراد باعث خواهد شد تا کم کم اصول غیراخلاقی در هر سازمان رنگ ببازند و اصول اخلاقی جایگزین آن شوند.
نوشته شده توسط کاظم لطفی در شنبه
1388/07/25 ساعت 3 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
یکی از نیازهای اساسی شوهر شما این است که شما از نظر درونی و ظاهری هر روز برای او تازهتر و جذابتر باشید. او عاشق تمامی وجود شماست. در حقیقت مشتاق و آرزومند آن است که هر روز از باغ پرطراوت وجود شما گلی تازه بچیند.
ظاهر آراسته و پوشش زیبای شما همان چیزی است که شوهر شما در نخستین برخورد پس از ورود به خانه، از شما میخواهد. او میخواهد موقع مراجعت به منزل، دختر رویاهایش واقعاً یک خانم به تمام معنا باشد، با تمام ویژگیهای یک زن زیبا و طناز، شادابی و شیطنت یک دختر جوان و سرزنده، لطافت و طراوت یک گل. این نیاز و انتظار واقعی یک مرد از همسر خود است.
خانمهای عزیز، به خاطر بسپارید که مردها آدمهای عجیبی هستند . یک مرد قبل از اینکه به شخصیت یک زن توجه کند، ابتدا سر و وضع ظاهری او را میبیند.
هرگز از ظاهر آراسته خود بهمنظور دیگر غیراز جلب و بیان محبت استفاده نکنید. مطمئن شوید که نیت و رفتار شما با لباس پوشیدنتان متناسب است و هرگز قصد ندارید از این ابزار برای سلطه به همسر و رسیدن به اهداف پنهانی استفاده نمایید. او کاملاً احساس خواهد کرد و عکسالعملی برخلاف خواسته شما نشان خواهد داد.
نوشته شده توسط کاظم لطفی در شنبه
1388/05/10 ساعت 11 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
نوشته شده توسط کاظم لطفی در دوشنبه
1387/10/09 ساعت 2 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
فواید رابطه جنسی برای زوجها |
|
|
|
|
|
رابطه جنسی خوب چه فوایدی داره :
1- بهبود حس بویایی: پس از رابطه جنسی ترشح هورمون پرولاکتین افزایش مییابد. این هورمون سبب میگردد تا سلولهای بنیادی مغز نورونهای جدیدی را در پیاز بویایی مغز ایجاد کنند . (در دوران شیردهی نیز این بهبودی حس بویایی در زنان مشاهده میگردد
2- کاهش ریسک بیماریهای قلبی: داشتن بیش از 3 نوبت رابطه جنسی در طول هفته ریسک ابتلا به بیماریهای قلبی را درمردان به نصف کاهش میدهد. رابطه جنسی کلسترول بد خون را نیز کاهش میدهد.
3- کاهش وزن و تناسب اندام: رابطه جنسی یک نوع فعالیت بدنی است. یک رابطه جنسی پرحرارت 200 کالری انرژی می سوزاند، یعنی معادل 15 دقیقه دویدن بروی دستگاه ترد میل(دو ثابت). ضربان قلب فرد برانگیخته (از لحاظ جنسی) از 70 بار در دقیقه به 150 بار در دقیقه افزایش می یابد. انقباضات حین رابطه جنسی باعث تمرین و درگیر شدن عضلات لگن، رانها، باسن، بازوها، گردن و قفسه سینه میگردد. پلاسمای منی مردان حاوی هورمونهای تحریک کننده غدد تیروئید میباشد، که میتواند باعث افزایش متابولیسم پایه در زنان و کاهش وزن آنان گردد.
4- رابطه جنسی باعث افزایش تولید هورمون تستوسترون میشود: این هورمون باعث محکمتر شدن عضلات و استخوانها میگردد .
5- کاهش افسردگی: زنانی که از لحاظ جنسی فعال بوده و شریک جنسی آنان نیز از کاندوم استفاده نمی کنند، کمتر مستعد افسردگی میباشند. هورمون پروستاگلاندین موجود در منی مردان بوسیله دستگاه تناسلی زنان جذب گردیده و باعث تعدیل هورمونهای زنانه می شود. من ی مردان حاوی هورمونهای استروژن و پروژسترون میباشد که هر دوی آنها در بهبود خلق موثر میباشند. زنانی که در معرض منی شوهران خود قرار دارند (رابطه جنسی بدون کاندوم) شادتر میباشند. (البته حاملگی ناخواسته و عدم ابتلا به بیماریهای مقاربتی بایستی در اولویت باشد )
6- تسکین درد:درست قبل ازارگاسم (اوج لذت جنسی) سطح هورمون اکسی توسین به 5 برابر سطح نرمال افزایش می یابد. این هورمون باعث ترشح آندورفین (ضد درد طبیعی بدن) گردیده و هرگونه دردی را تسکین میدهد. رابطه جنسی باعث ترشح هورمون استروژن نیز میگردد که میتواند دردهای قاعدگی را کاهش دهد.
7- سرماخوردگی کمتر: افرادی که 1-2 بار درهفته رابطه جنسی دارند، سطح پادتن ایمنوگلوبین A در بدن آنها 30 درصد بیشتر میباشد. این امر باعث تقویت سیستم ایمنی بدن میگردد.
8- کنترل بهتر مثانه: رابطه جنسی تمرینات کگل طبیعی می باشند و باعث تقویت عضلات مثانه میگردد .
9- دندانهای سالم تر: پلاسمای منی (جذب شده از مخاط مهبل) حاوی روی، کلسیم و دیگر مواد معدنی میباشد که از پوسیدگی دندانها جلوگیری میکند. همچنین آداب برفراری رابطه جنسی، دو شریک جنسی را ملزم به رعایت اصول اولیه بهداشت از جمله مسواک زدن دندانها میکند .
10- سلامت پروستات: برخی اورولوژیستها به رابطه میان تعداد انزال و سرطان پروستات اعتقاد دارند. برای تولید مایع من ی پروستات و کیسه من ی موادی همچون روی، اسید سیتریک و پتاسیم را از خون میگیرند و آنها را تا 600 برابر تغلیظ میکنند. در این بین هر عامل سرطانزای موجود در خون نیز ممکن است به همراه این مواد و به همین میزان در پروستات تغلیظ و انباشته گردد. رابطه جنسی و انزال مکرر میتواند از انباشته شدن عوامل سرطانزا در درون غده پروستات جلوگیری به عمل آورد. البته ثابت گردیده داشتن رابطه جنسی با چندین شریک جنسی میتواند سرطان پروستات را در مردان تا 40 درصد افزایش دهد. (به خاطر افزایش ریسک ابتلا به بیماریهای منتقله از راه جنسی )
11- افراط در رابطه جنسی با همسر برای زنان بی خطر است: رابطه جنسی باعث سفت شدن عضلات شکم و باسن و بهبود ساختار قامتی در زنان میگردد. البته مشروط بر اینکه از بیماریهای مقاربتی ،حاملگی ناخواسته و هرگونه استرس خبری نباشد. زنان یائسه ای که از رابطه جنسی امتناع می ورزند ممکن است دچار آتروفی(تحلیل) مهبل و مقاربت دردناک گردند. تمام هورمونهایی که زنان یائسه به آنها نیاز دارند، از طریق رابطه جنسی سالم با شوهرانشان قابل دریافت میباشد. (رابطه جنسی بدون کاندوم )
12- اما افراط در رابطه جنسی میتواند برای مردان دردسر آفرین باشد: آلت تناسلی مردان ممکن است دچار خراشیدگی و یا تحریک پوستی گردد. همچنین در رابطه جنسی خشن و طولانی مدت بافت آلت تناسلی مردان میتواند دچار آسیب گردد. شل شدن آلت پس از نعوظ و انزال بی علت نیست. هنگام نعوظ آلت مرد از خون پر میگردد. اما پس از آن دیگر خونی در آلت جریان نمی یابد. برای جذب مجدد اکسیژن عضلات آلت بایستی شل گردند. چنانچه شما اجازه ندهید تا آلت شل شده و استراحت کند، با این کار عضلات آلت را از دریافت اکسیژن کافی محروم کرده اید. در بیماری پریاپیسم(priapism) که در آن نعوذ دائمی پدید می آید، آلت ممکن است دچار مرگ سلولی گردد. به همین خاطر پریاپیسم یک اورژانس پزشکی محسوب میگردد .
13- افزایش جریان خون: رابطه جنسی جریان خون به مغز و دیگر اعضای بدن را افزایش میدهد. بنابراین اکسیژن و مواد مغذی بیشتری به ارگانهای بدن رسیده و مواد زاید نیز سریعتر از بدن دفع میگردند .
14- افزایش طول عمر: نرخ مرگ و میر درافرادی که 2 بار درهفته به ارگاسم میرسند، نصف افرادی است که در طول ماه تنها یک مرتبه ارگاسم را تجربه میکنند.
15- رابطه جنسی باعث افزایش سطح هورمون استروژن در زنان میگردد: این هورمون باعث انعطاف پذیری و لغزندگی بیشتر مهبل شده و زنان را در برابر بیماریهای قلبی محافظت میکند.
16- رابطه جنسی در کاهش استرس و اضطراب بسیار موثر است: همچنین رابطه جنسی باعث بهبود کیفیت خواب میگردد .
17- رابطه جنسی چنانچه با عشق توام باشد شفا بخش و درمانگر است: چنانچه همسری دارید که برایتان اهمیت قائل بوده و دوستتان داشته باشد و در مقابل شما نیز برای وی اهمیت قائل بوده و دوستش داشته باشید، از لحاظ احساسی و جسمی نیز با یکدیگر صمیمی باشید، آنوقت 3-5 برابر کمتر در معرض خطر مرگ زودرس و یا ابتلا به بیماریهای گوناگون قرار خواهید داشت. بخشی از آن به خاطر اثرات مثبت لمس کردن میباشد. در آغوش گرفتن و نوازش کردن باعث تغییر در ترکیبات شیمیایی بدن شما میشود .
18- رابطه جنسی سالم در افزایش اعتماد بنفس و عزت نفس زنان و مردان (خصوصا مردان ) میتواند تاثیر بسزایی داشته باشد . |
نوشته شده توسط کاظم لطفی در دوشنبه
1387/10/09 ساعت 2 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
|
11 نمونه خانمهایی که آقایان واقعا می پسندند
مردها واقعا به دنبال چه چیز هستند؟ 1- اول از همه مردها به دنبال کسی هستند که تشنه عشق و محبت باشد. شاید این حرف بسیاری از خانم ها را غافلگیر کند اما مردها دوست دارند مورد دوست داشتن قرار بگیرند و خودشان نیز کسی را دوست بدارند. مشکل اینجاست که خانم ها برخورد بی احساس و سردی با آنها دارند. پیدا کردن خانمی که قابل دوست داشتن باشد کمی مشکل است و مردها از اینکه بفهمند دختر رویاهایشان را پیدا کرده اند خوشحال می شوند. 2- مردها دنبال خانمی می گردند که در نظرشان جذاب باشد. خانم ها اغلب تصور میکنند که مردها خیلی سطحی نگر بوده و تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد وضعیت ظاهری خانم می باشد. مردها لزوما به دنبال خانم های کمر باریک نمی گردند و اکثر آنها از خانم های چهل کیلویی خوششان نمی آید، بلکه آنها می خواهند کسی را داشته باشد که به وضعیت ظاهری خود افتخار کند (البته این کار را نباید بیش از اندازه انجام دهد). مردها از داشتن نامزدی که قیافه خوبی داشته باشد لذت می برند و من فکر نمی کنم که مردی چیزی جز این به شما بگوید. 3- مردها به دنبال خانم هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کنند. کسی که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، کسی که بتوانند به او ایمان داشته باشند. شاید برایتان عجیب باشد اما برخی از خانم ها قابل اعتماد نبوده و بسیار بی وفا هستند. همین امر باعث می شود که مردها محتاط تر عمل کنند. بوسه روز عید و یا عشق بازی ها اصلا به حساب نمی آیند و این جزئی از خصوصیات خانم هاست. آقایون به شدت از بی وفایی و بد قولی بیزار هستند و به دنبال کسی می گردند که بتوانند از صمیم قلب به او اعتماد کنند. 4- مردها می خواهند برای خود تشکیل زندگی خانوادگی دهند و به دنبال شریکی هستند که بتواند با او در خانه زندگی کند. خانم هایی که در محیط های اجتماعی فعالیت می کنند برای مردها قابل قبول تر هستند چرا که آقایون تصور می کنند خیلی بهتر می توانند با این گونه افراد ارتباط برقرار کنند و ارتباطشان پایدار تر خواهد بود. 5- مردها به دنبال خانم هایی با روحیه زنانه و مهربان می گردند زیرا چنین خصوصیاتی باعث می شود که یک زن بتواند مادر بهتری برای بچه هایش باشد. البته این امر بدان خاطر نیست که مردها انتظار دارند خانم ها آنها را نیز تر و خشک کنند بلکه بدان خاطر است که دوست دارند فرزندانشان در آغوش مادر مهربان و دلسوزی پرورش پیدا کنند. 6- مردها به دنبال خانم های خوش مشرب هستند. بعضی از خانم ها خیلی سخت گیر بوده و برای جزئیات اهمیت بیش از اندازه ای قائل می شوند. آیا تا به حال دختر هایی را دیده اید که دارای خلق و خوی پسرانه هستند؟ مردها می خواهند از در کنار هم بودن با همسر خود لذت ببرند و احتیاج به محبت دارند به همین دلیل همیشه به دنبال فرد خوش طبعی هستند که بتوانند در کنار او به آرامشی که آرزوی آن را دارند دست پیدا کنند. 7- مردها کسی را می خواهند که حامی و پشتیبانشان باشد. خیلی از خانم ها منتظر هستند که اشتباه کوچکی از آقا سر بزند که آنها را به باد انتقاد بگیرند و در مسائل خصوصی و حتی شغلی شان دخالت کنند. آقایون به ارتباط خود به عنوان یک سیستم محافظ نگاه می کنند زمانیکه خانم نتواند یک چنین حسی را در آنها به وجود آورد و از این گذشته تا آنجا که می تواند از آنها انتقاد هم بکند، چیزی نمی گذرد که آقا از او جدا می شود. 8- مردها از خانم های عصبی که تمام مدت داد و فریاد می کنند خوششان نمی آید. آنها خانم هایی را می پسندند که اهل بحث و گفتگو باشند و قادر باشند که مشکلاتشان را از راه های منطقی حل کنند. شاید خلق و خوی آتشین شما را در همان روزهای اولیه اندکی جذاب باشد اما در روز 500 به هیچ وجه به شما افتخار و قدرت نخواهد بخشید. 9- مردها از خانم هایی که آنها را به چالش وا می دارند خوششان می آید. دوست میدارند که خانم ها، آنها در انتظار بگذارند. مردها معمولا زمانی که احساس امنیت کنند اندکی در رابطه تنبل می شوند اما زمانیکه آنها را به چالش وا می دارید، حداقل کاری برای انجام دادن دارند. اگر می خواهید مرد خود را همواره به خود علاقمند نگه دارید باید او را همیشه به چالش وادار کنید. 10- معمولا آقایون در مورد مسائل جنسی اندکی خود دار تر از خانم ها هستند. باور کنید که حقیقت دارد. مردها می دانند که در رخت خواب چه می خواهند و به همین دلیل توجه خود را بر روی آن معطوف می کنند. شما به هیچ وجه آن همه شور و اشتیاقی که به مردها نسبت می دهند را نمی توانید در دنیای واقعی در وجودشان پیدا کنید. مردها در جهان واقعی بسیار محافظه کار هستند. آنها با هر کسی می توانند اوج لذت و خوشی خود را تجربه کنند و نیازی به داشتن همسران متفاوت ندارند. در بسیاری از آزمایشاتی که انجام شده نتیجه بر این اصل استوار بوده که مردها دوست دارند در تخت خود به راحتی بخوابند و این خانم ها هستند که بهانه گرفته و اظهار می دارند که از این نوع رابطه خسته می شوند.
11 - مردها به دنبال همسری می گردند که به آنها متعهد باشد. هر چند پیدا کردن چنین شخصی مشکل است اما می توانید حداقل آرزوی داشتن یک چنین همسری را داشته باشید. مردها نامزدی را دوست دارند که بتوانند به او اعتماد کنند و مشکلات و ناراحتی هایشان را با او در میان بگذارند. تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.
| | |
چگونه به آرامش برسیم؟
برای رسیدن برخورداری از آرامش در زندگی توجه و انجام نکات زیر می تواند بسیار مثمر ثمر باشد:
ورزش کنید :
این قبیل نگرانیها اغلب از نادرست تعبیر نمودن حقیقت سرچشمه میگیرند و سبب میشوند شخص حس آیندهنگری خود را از دست بدهد. برای مثال، شخصی میشنود که شرکت خصوصیاش در حال از هم پاشیدگی است. او ناخودآگاه فکر میکند: «خدایا، من دیگر مردهای بیش نیستم و احساس میکنم گوشت بیحسی هستم.» او میپندارد که در حال از دست دادن حرفه مورد علاقهاش است. بدترین نتیجهگیریهای ممکن به ذهنش خطور میکند و او با آنها کلنجار میرود. زمانیکه شخصی در حل مشکلی شکست میخورد، به نظر میرسد فراموش کرده است که انسان در مقابل بعضی مسائل هیچگونه قدرتی ندارد. تصور کنید در ترافیک گیر افتادهاید، نگران هستید مبادا به جلسه مهم خود نرسید و یا دیر برسید، به اتومبیلهای اطرافتان ناسزا میگویید. به آنها لعنت میفرستید و در خیابانهای شلوغ به هر سو پیچ و تاب میخورید. بیاموزید که گاهی شکست را تجربه کنید. زمانیکه مشکلی برایتان به وجود میآید، به نظر میرسد میخواهید چیزی را که اصلا در حیطه اختیارات شما نیست، کنترل کنید، چه فکر میکنید؟ فکر میکنید قادر مطلق هستید؟
نفس عمیق بکشید:
میتوانید با روشهای مختلفی خود را آرام سازید، معلم قدیمیام، "دکتر توماس گاتیل" به من شیوه ارزشمندی را آموخت که چگونه با نگرانی مدارا کنم. او به من آموخت: «هیچگاه به تنهایی ناراحت و نگران نباش.» زمانیکه در گوشهای مینشینیم و برای موضوعی ناراحت و نگرانیم، این انزوا سبب میگردد تا نگرانیها تشدید شوند. اگر علت ناراحتی خود را برای شخص دیگری شرح دهید، یقینا میتوانید به حقیقت و عمق مسائل پیببرید. حتی زمایکه گوش شنوایی را برای همدردی مییابید، میآموزید که چگونه با خود نیز صحبت کنید. "ارسون بک"، روان پزشکی خلاق، روشی را موسوم به روان درمانی شناختی ابداع کرد. در این روش، شخص تمامی عادتهای فکریاش را بازآموزی میکند و اما به جای اینکه افکاری منفی مانند: «من واقعا شکست خوردهام» و نظیر آن را به مغز خود راه دهد، چندین روش تفکر متفاوت پر ثمر و به عبارت دیگر مثبتاندیشی را میآموزد.
دیگران را دوست بدارید :
از کجا شروع کنیم؟ برای آغاز زمانی که خبر ناخوشایندی را شنیدید، سعی کنید افکار ناخودآگاه خود را کنترل کنید. سپس بطور منطقی اشتباهاتی را که در این افکار وجود دارند، بررسی کنید و به فرضیات منطقیتر دیگری فکر کنید. از خود بپرسید که نتیجه گیریهایتان برچه مبنایی هستند، آیا میتوانید به فرضیه دیگری بیندیشید که برایتان احساسی خوب و دلانگیز را به دنبال داشته باشد؟ و حالا برای افزایش این قبیل نتایج مطلوب احتمالی چکار باید کرد؟
در مرحله دوم، سعی کنید حقایق را دریابید. نگرانیهایی را که اساسی موهوم و تخیلی دارند، رها سازید و به واقعیتها متوسل شوید و در مرحله بعد دریابید که این افکار مخرب تا چه حد دیدگاهتان را نسبت به خودتان و زندگیتان تغییر میدهند؟ آیا شما خود را بازنده میپندارید؟
با خدای خود راز و نیاز کنید:
اگر به مشاهده و بررسی افکار ناخودآگاه خود بپردازید، میتوانید دیدگاهی را که همواره غصه و افسردگی را برایتان به دنبال دارد، اصلاح کنید. باید آغاز کنید و سعی کنید بطور مداوم تمرین کنید. در نتیجه درمییابید که این کار همواره به شما کمک میکند و باید گفت: رواندرمانی شناختی طناب نجاتی است که با قلاب حقیقت انسان را از گودال نگرانیها نجات میبخشد و افکار منحرفی را که او خود خلق کرده است، نابود میکند. این است اساس رواندرمانی شناختی.
هنرپیشه سینما در زندگیاش تغییراتی ایجاد کرده است و شیوه رواندرمانی شناختی را نیز بکار میبندد. او دفترچهای تهیه کرده است و در هنگام خواب چیزهایی را که نگرانش میکنند، بلافاصله در آن یادداشت میکند. همچنین از مسائل نگران کنندهای که صبح روز بعد باید حلشان کند، فهرستی تهیه میکند. اینکار سبب میشود دلنگرانیها و آشفتگیها او را به حال خود رها کنند و او با آرامش به خواب رود. وی دریافته است که باید همه چیز را به صورت حقیقاش بپذیرد.
همانگونه که برای رفع سکسکه مواردی توصیه میشود برای فائق آمدن بر نگرانیهای روزمره نیز بکار بستن مواردی ذکر شدهاند. اما بکارگیری هیچ یک از این روشها به تنهایی کافی نیست.
زندگی خود را سازماندهی کنید:
ورزش کنید. مسافتی را بدوید و یا با دوست خود تنیس بازی کنید. قطعاً پس از گذشت مدت زمانی کوتاه کمتر احساس نگرانی خواهید نمود. ورزش، تنش را کاهش میدهد، پرخاشگری را به کلی از بین میبرد، سلامتی را افزایش میدهد، خواب را با آرامش همراه میسازد و در نهایت سبب میگردد تا در انجام دادن هر کاری تمرکز داشته باشید. ورش بهترین و موثرترین وسیلهای است که ما میتوانیم آن را ضدنگرانی بکار گیریم.
نفس عمیق بکشید. نفس کنترل شده، نگرانی را کاهش میدهد . عمیقاً نفس بکشید و هوا را به آرامی خارج کنید. اینکار شما را موقتاً آرام میکند. حال اگر چند نفس عمیق بکشید، احساس بهتری نیز خواهید داشت. همچنین سعی کنید در جهت کنترل نگرانی روشهای خوب تنفس کردن را بیاموزید.
برقراری ارتباط با دوستان :
با دیگران ارتباط برقرار کنید. خود را عضوی از مجموعهای بدانید که از شما بزرگتر است. با خانواده، دوستان، موسسات گوناگون، همسایگان و افرادی که در کلیسا، مسجد و یا محل کارتان ملاقات میکنید، ارتباط برقرار کنید. اگر به معاشرت با افراد گوناگون بپردازید، تواناییهایتان را نابود میکنید.
به کارهای مورد علاقه خود بپردازید :
همراه با خانواده غذا صرف کنید. با صدای بلند برای کودکانتان کتاب بخوانید و با همسایگانتان صحبت کنید. معاشرت و ارتباط داشتن با افراد روشی است که بیش از دیگر موارد به هنگام مبارزه با نگرانی توصیه میشود.
با خدای خود راز و نیاز کنید. هر روز نماز بخوانید و با خدای خود راز و نیاز کنید. تحقیقات نشان میدهند که در میان افراد مومن افسردگی کمتر به چشم میخورد. این جمله را همواره به یاد داشته باشید: «به پیش بروید و کارها را به خدا بسپارید، قدرتی را که متعلق به خداست، به او واگذارید و بگذارید که او خود امور را کنترل کند.»
همچنین میتوانید در مخلوقات زمین تعمق کنید و به مکاشفه بپردازید. راز و نیاز با خدا و مراقبه اموری هستند که سبب میگردند تا ما حقایق را نادیده نگیریم و در حقیقت همه امور را با دیدی حقیقتجویانه نظاره کنیم. اینها فکر و روحمان را آرامش میبخشند.
زندگی خود را سازماندهی کنید. بسیاری از نگرانیهای روزمره به بینظمی مرتبط هستند. چه موضوعی را فراموش کردهام، چه چیزی را گم کردهام و یا چه مسالهای را نادیده گرفتهام؟
به منظور اصلاح امور خود از کارهایتان فهرستی تهیه کنید و برای خود برنامه روزانه بنویسید. برای مثال، جلوی در منزل سبدی را مخصوص سوییچ اتومبیلتان قرار دهید. با اینکار مجبور نیستید روز خود را با جستجوی عجولانه و پرتنش آغازکنید. ارزش این سبد معادل چندین قرص آرامبخش است که میتوانید برای مبارزه با نگرانیهایی که هر روز در هنگام گم کردن کلیدهای خود به آن دچار میشدید، استفاده کنید. این قبیل کارها به طرز شگفتآوری، زمانی را که هر روز صرف نگرانیهای مخرب و بیفایده خود میکردید، کاهش میدهند.
به انجام کارهای مورد علاقه خود بپردازید :
به انجام کارهای مورد علاقه خود بپردازید. اگر به انجام دادن کاری که از آن لذت میبرید بپردازید، غیرممکن است که نگرانیهای مخرب و زیانبار به شما روی آورند.
به اخبار ناخوشایند توجه نکنید:
به اخبار ناخوشایند توجه نکنید. رسانهها اغلب به پخش اخبار ناخوشایند میپردازند و با داستانهای غمانگیز و تاسفبار خود مردم را میآزارند. اگر شما گوش سپردن و یا خوندن اینگونه خبرها را کنار نگذارید، مطمئناً نگرانیهایتان روز به روز بیشتر و بیشتر میگردد.
دیگران را دوست بدارید. اگر همواره با مردم به نرمی و با ملایمت رفتار کنید، آنان نیز بهتر و شایستهتر به انجام امور میپردازند. ما موجودی اجتماعی هستیم و نمیتوانیم در انزوا و به تنهایی کارها را به نحو احسن انجام دهیم، همواره کسی را که دوست دارید، مورد محبت و لطف خود قرار دهید. فرزندانتان با ارزشترین موجوداتی هستند که به نوازش و محبت صمیمانه شما محتاجند.
با دیگران ارتباط برقرار کنید:
برخیزید. درست زمانیکه احساس کردید نگرانیهای مخرب و مسموم کننده دور شما حلقه زدهاند، خود را از این مخمصه نجات دهید. به آرامی اینکار را انجام دهید. از جای خود برخیزد. قدم بزنید. با دوست خود صحبت کنید و با اینکار خود را از هرگونه نگرانی دور کنید، هر قدر بیشتر نگرانی را به خود راه دهید، مشکلتر میتوانید از شر آن خلاص شوید.
موسیقی گوش دهید. گوش سپردن به موسیقی به طرقی که هنوز کشف نشدهاند، نگرانی و تنش را کاهش میدهد. همواره در منزل خود به موسیقی گوش فرا دهید و آواز بخوانید، آواز خواندن و نگران بودن با هم در یک زمان امکانپذیر نیست. اگر مایل باشید. میتوانید این جملات را زمزمه کنید:
«فایده نگرانی چیست؟ نگران بودن کاملاً بیارزش است.» پس، مشکلاتتان را در جعبه کهنه وسایلتان بیندازید و بخندید، بخندید، بخندید.
با صدای بلند گریه کنید. گاهی اوقات، نگرانی نشانگر نوعی ناراحتی فرو خورده میباشد. گاهی نیز احتیاجات واقعی ما و اموری که میخواهیم انجامشان دهیم به صورت سیلی از اشک جاری میشوند. گریه کردن با صدای بلند تمامی نگرانیها را از صفحه ذهنمان پاک میکند.
بخندید. هر قدر که میتوانید بخندید. شوخی کردن و مزاح از بهترین روشهایی است که میتوانید در مقابل نگرانی و استرس در زندگی آنرا بکار بست. حتی در سختترین لحظات نیز خندیدن موثر است، استرس سمی سبب میشود با دیدی واقع گرایانه به مسائل و مشکلات خود ننگریم. در حالیکه شوخی و مزاح مجدداً افکارمان را به سوی حقیقت رهنمون میشوند.
و بالاخره خود را درگیر مسایل کوچک و بیاهمیت نسازید و همواره به یاد داشته باشید که اگر با دیدی جامع به قضایا بنگرید، تمامی مشکلات بزرگ در نظرتان بسیار کوچک و ناچیز جلوهگر میشوند.
نوشته شده توسط کاظم لطفی در دوشنبه
1387/10/09 ساعت 1 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
چه کنم ؟چاره کجاست؟
سهم من دردل این ویرانی یک سبد بی تابی است غم من تا به گل لاله سرخ دوشقایق باقیست دیده ام بارانی است کاش آنجا که دل ازعشق سخن ها میگفت
قلب ها ست نبود کاش دراین دل تنگ مهردربند نبود...
چه زیبا! گفتم دوستت دارم !چه صادقانه پذیرفتی!
چه فریبنده ! آغوشم برایت باز شد !چه ابلهانه! با تو خوش بودم !
چه کودکانه ! همه چیزم شدی !
چه زود ! به خاطره یک کلمه مرا ترک کردی !
چه ناجوانمردانه ! نیازمندت شدم !
چه حقیرانه! واژه غریبه خداحافظی به من آمد!
چه بیرحمانه! من سوختم...
خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ...
خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد !
خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ...
خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد !
آسمان وقف نگاهت گل من، مانده ام چشم به راهت گل من،
هر کجا هستی و باشی گویم، که خدا پشت و پناهت گل من...
سرنوشت تصمیم میگیرد که تو در زندگی با چه کسی ملاقات کنی
اما تنها قلب توست که می تواند تصمیم بگیرد چه کسی در زندگی تو باقی میماند.
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم....
هنوز هم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم....
هنوز هم می یای تو خوابم تو شبای پر ستاره....
هنوز هم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره.
هر لحظه یادت میکنم شاید تو هم یادم کنی، همواره در فکر توام با یک نگاه شادم کنی، هرگز ندیدم از کسی لبخند زیبای تو را هرگز نمیگیرد کسی در قلب من جای تو را...
مهم نبوده سوختنم، دور از تو پرپر زدنم،
مهم تو بودی عشق من، نه قصه شکستنم،
به افتخار عشق تو میگم که بازنده منم...
خیلی سخته اون که میگفت واسه چشات میمیره،
بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره،
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی،
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی،
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی،
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی،
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره،
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره...
نوشته شده توسط کاظم لطفی در سه شنبه
1387/10/03 ساعت 9 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
مديريت راهبردي و روابط عمومي:
مديريت راهبردي عبارت است از فرايندي كه از طريق آن سازمان ها ، محيط هاي داخلي و خارجي خود را شناسايي كرده و درصدد شناخت عميق آنها بر مي آيند . علاوه بر آن مسير راهبردي خود را پايه گذاري كرده و دست به خلق استراتژي هايي مي زنند تا با به كارگيري آنها به اهداف تعيين شده سازمان برسند .
همچنين مديريت راهبردي ، علم و هنر تدوين ، اجرا و ارزيابي تصميم هاي چندگانه اي است كه سازمان را به هدف هاي بلندمدت خود مي رساند . بنابراين نقش و جايگاه مديريت در روابط عمومي به مثابه اعمال مديريت در مديريت است بدين معنا كه از يك طرف موضوع برنامه ريزي مديريت در روابط عمومي مدنظر قرار مي گيرد و از طرف ديگر خود در روابط عمومي و فعاليت هاي آن به عنوان يك وظيفه مديريتي مطرح است . پس مديريت راهبردي در روابط عمومي داراي سه مرحله است :
1. تدوين استراتژي
2. اجراي استراتژي
3. ارزيابي استراتژي
در مرحله تدوين استراتژي براي روابط عمومي لازم است به عوامل زير توجه شود :
الف) شناخت ، تحليل و ارزيابي نقاط قوت روابط عمومي
ب) شناخت ، تحليل و ارزيابي نقاط ضعف روابط عمومي
ج) شناخت ، تحليل و ارزيابي فرصت هاي مهيا شده براي روابط عمومي
د) شناخت ، تحليل و ارزيابي تهديدات خارجي موجود براي روابط عمومي
دومين مرحله در اين رويكرد اجرا است . بنابراين اجراي استراتژي ها ايجاب مي كند كه روابط عمومي سازمان ، هدف هاي سالانه را در نظر بگيرد ، سياست ها را تعيين كند ، در كاركنان نسبت به فعاليت هاي خود انگيزه ايجاد مي كند و منابع را به گونه اي تخصيص دهد كه استراتژي هاي تعيين شده روابط عمومي به اجرا در آيد . اغلب اجراي استراتژي ها را در مرحله عملي مديريت راهبردي مي نامند .
مرحله سوم مديريت استراتژيك ، ارزيابي است . مديران بايد بدانند تصميمات آنها چه زماني كارساز واقع نمي شود . همه استراتژي ها در آينده دستخوش تغييرات مي شوند ، زيرا عوامل درون و برون سازماني به صورت دايم در حال تغيير هستند ، لذا براي ارزيابي استراتژي ها سه فعاليت عمده به شرح زير انجام مي شود :
1. بررسي عوامل درون و برون سازماني كه پايه و اساس استراتژي هاي كنوني قرار گرفته اند .
2. محاسبه عملكردها
3. اقدامات اصلاحي
بنابراين ، تصميم گيري و امكان چاره انديشي منطقي به خصوص در مواقع بحراني و مسايل جدي ، همواره به عنوان يكي از مهارت هاي برتر مديران شمرده مي شود . از اين رو مديراني كه بهترين و عملي ترين تصميم ها را در زمان مناسب مي گيرند و نتيجه مطلوبي از آن به دست مي آورند ، به عنوان افرادي موفق شناخته شده و بهتر خواهند توانست نتايج مثبت خود را آشكار نمايند .
کاظم لطفی
نوشته شده توسط کاظم لطفی در دوشنبه
1387/04/10 ساعت 10 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
میلاد باسعادت اسوه زنان عالم بانوی بانوان جهان عصاره
خلقت علت هستی حضرت فاطمه (س) برعموم مسلمانان
علی الخصوص بانوانی که فاطمه اطهررا الگوی خود
ساخته اند تبریک وتهنیت عرض دارد.
لطفی
نوشته شده توسط کاظم لطفی در سه شنبه
1387/04/04 ساعت 1 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
خانمهای عزیزدرخانه هم تمیزباشید
خدا زیباست وزیبائیها رادوست دارد
مرسوم اکثرخانمهاچنین است وقتی می خواهند به گردش بروند یا درمجلس جشنی شرکت نمایند یابه مجلس
شب نشینی ومهمانی بروند ویامهمانی به خانه اش بیاید آرایش می کنند بهترین لباسها را می پوشند وبه
مهمانی می روندوبه بهترین وجهی که برایشان مقدوراست ازمنزل خارج می شوند.
لیکن هنگامیکه به منزل برگشتند فورا لباسهای خوب وزیبا راازتن خارج ساخته وآرایش خودرا پاک کرده
ولباسهای معمولی ومندرس رامی پوشند ودرداخل خانه مقید به پاکیزگی ونظافت نیستندآرایش وزینت نمی –
کنند با موهای ژولیده ولباسهای به اصطلاح خانه داری درمنزل میگردند لباسهای لکه دار و بوگرفته
وجورابهای پاره را درخانه می پوشند درصورتیکه باید کاربرعکس باشد زن باید درخانه و برای شوهرش
آرایش ودلبری کند باید برای شوهرش که شریک زندگی ویارو مونس دائمی وپدرفرزندانش می باشد زینت
ودلربایی کند باید دلش رابدست آورد تا دلبران کوچه بازاری نتوانند دردلش جا باز کنند دیگران چه ارزشی
دارند که برایشان آرایش وزینت کند واقعا حیف نیست که زن آرایش وزیبایی خویش رادرمقابل چشم چرانی
بیگانگان قرار دهد وبرای جوانان وبانوان اشکالاتی بوجود آورد .
پیامبراکرم (ص) فرمود : هرزنی که خودش راخوشبو کند واز منزل خارج شود تابه خانه برنگردد از رحمت
خداوند متعال دور خواهد بود.
رسول خدا(ص) فرمود : بهترین زنان شما زنی است که مطیع شوهرش باشد و برای اوآرایش کند ولی
زینتش رابرای بیگانگان ظاهر نسازد وبدترین زنان شما زنی است که در غیاب شوهرش زینت کند.
بانوی گرامی بدست آوردن دل یک مرد آن هم برای همیشه کار ساده ای نیست پیش خود نگو" او که
مرا دوست دارد چه احتیاجی دارم به سرو وضع خود برسم وبرایش دلربایی کنم ؟ چون من درمقابل
شوهروبچه هایم مقید نیستم اما اگر یک روز سرو وضعم نامرتب باشد پیش اقوام ودوستانم خجالت
خواهم کشید .
باید عشق اورا برای همیشه نگهداری کنی و یقین بدان که شوهرت ازصمیم قلب دوست دارد ومی خواهد
همیشه تمیزو مرتب وزیبا باشی ولواو به زبان نیاورد وهمیشه می خواهد ازهر لحاظ مرتب ومنظم باشی اگر
برطبق خواسته های باطنی اورفتار نکنی ودر منزل به خودت نرسی ممکن است درخارج منزل چشمش به
زنان تمیز وآرایش کرده بیفتد وازتو دلسرد شده واز راه منحرف گردد وقتی خانمهای تمیز ومرتب رادید
وآنهارا باسرو وضع ژولیده ونامرتب تو مقایسه کرد خیال می کند آنها فرشتگانی هستند که از آسمان نازل
شده اند تو هم درخانه برایش آرایش کن ولباس خوب بپوش ودلبری وطنازی کن تابفهمد که تو ازآنها کمتر
نیستی بلکه بهترو زیباترازدیگر زنان هستی درآنصورت می توان بدوام عشق او امیدوار باشی وبرای
همیشه دلش را مسخر گردانی .
ممکن است بگویید درمنزل زیبا گشتن با شغل خانه داری و آشپزی سازگار نیست لیکن اگر ارزش این عمل
را بدانید بطور حتم می توانید این مشکل راحل کنید چه مانع دارد برای انجام کارهای خانه لباس مخصوصی
داشته باشید که درموقع کار از آن استفاده کنید لیکن وقتی از کار فارغ شدید و وقت آن رسید که شوهرتان
به منزل بیاید بدنتان را تمیزوخوشبو کنید موهارا شانه بزنید لباسهایتان راتغییر دهید وآرایش کرده ومرتب
ومنظم درانتظاراو باشید.
حضرت باقر(ع) فرمود : برزن لازم است که خودش راخوشبو کند و بهترین لباسهایش رابپوشد به بهترین
وجه زینت کند و با چنین وضعی صبح وشب باشوهرش ملاقات کند .
امام صادق (ع) فرمود : زن نباید آرایش و زینت را ترک کند گرچه به یک گلوبند باشد ونباید دستش رابدون
خضاب بگذارد گرچه ازحناباشد حتی زنهای پیر هم نباید زینت و آرایش را ترک نمایند.
ازخداوند حی ومنان آرزوی صحت سلامتی وشادکامی وبهروزی را برتمامی خانواده های عزیز گرامی
خواستارم .
کاظم لطفی
نوشته شده توسط کاظم لطفی در دوشنبه
1387/04/03 ساعت 5 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
ترورشخصیت به رفتارفردیاگروه خاصّی گفته میشودکه چون برای دستیابی به هدفهای خودقادربه استفاده از روشهای اصولی نیستندونمیتوانندمنافع خودرابه شیوه ی صحیح،مقبول ومطابق میزانهای اخلاقی بدست آورند؛میکوشندبا اعمال قدرت وبراساس ترس وحذف روانی فرد یاگروه دیگربه مقصود خویش برسند ودراین فرآیند آن فردیاگروه رادرنظردیگران نامطلوب وناکارآمدمعرفّی کنند.
آثار و پیامدهای ترورشخصیت،مخرّب وتهدیدکننده حیات یک سازمان است.رواج چنین رفتاری درجامعه باعث میشود روحیّه افرادوگروههای کارآمد تنزّل یافته وتضادهای گروهی تشدید شود وبه تدریج گروههای بیشتری برای سرپوش گذاردن برمعایب واشکالات خود به تحقیروتخریب کسانی بپردازندکه احتمال میرود روشهای کاراتری برای رفع مشکلات درنظر داشته باشند.
پدیده هایی نظیرتضادگروهی،درگیریهاواختلافات بین فردی میتواند از عواقب بکارگیری ترورشخصیت دریک سازمان باشد.به نظرشما درچه مقاطع زمانی کاربرداین وسیله دریک سازمان شیوع بیشتری می یابد؟
نوشته شده توسط کاظم لطفی در شنبه
1387/04/01 ساعت 6 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
" به نام هستي بخش هستي "
((( فرم ارزيابي )))
1 . عملكرد اين واحد در سازماندهي نظام دريافت پيشنهادها از كاركنان چگونه بوده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
2 . اين واحد در رسيدگي به شكايات، نيازها، درخواستها، درددلها، انتقادها و پيشنهادهاي كاركنان و مديريت به چه نحوي عمل كرده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
3 . آيا اين واحد در به وجود آوردن احساس مسئوليت در ميان كاركنان و توسعه بهداشت رواني در محيط كار موفق بوده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
4 . نقش روابط عمومي را در ارائه اطلاعات اوليه به ارباب رجوع و راهنمائي آنان براي دسترسي آسان و سريع به اطلاعات چگونه ارزيابي ميكنيد؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
5 . تلاش انتشاراتي روابط عمومي (اعم از نشريات ادواري، موردي و خبرنامه) چگونه بوده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
6 . ارتباط روابط عمومي را با ساير ارگانها و نهادها چگونه ارزيابي ميكنيد؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
7 . نقش روابط عمومي را در انعكاس برنامهها و عملكرد سازمان به مردم و مسئولان چگونه ارزيابي ميكنيد؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
8 . عملكرد روابط عمومي را در زمينه تهيه بريده جرايد و ارسال به واحدهاي مربوطه چگونه ارزيابي ميكنيد؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
9 . بولتن سازمان در زمينههاي خبري، آموزشي و فني به منظور ارتقاء سطح آگاهيهاي كاركنان به چه صورت عمل كرده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
10. روابط عمومي در برگزاري مراسمات و بازديدهاي تفريحي از قبيل استخرها، امكانات رفاهي و آموزشي براي كاركنان و خانواده آنان چگونه عمل كرده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
11. آيا روابط عمومي در تهيه و برگزاري مسافرتهاي خانوادگي كاركنان نقش مؤثر داشته يا نه، اگر داشته به نظر شما نحوه عملكرد چگونه بوده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
12. آيا اين واحد برنامهريزي و انسجام لازم را در برگزاري مراسمها (از قبيل: عيادت از همكار بيمار و رفع نيازهاي يوميه آن در طول درمان، ملاقات با خانواده همكار فوت شده و رفع مشكلات و نيازهاي خانواده مرحوم) داشته است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
13. به نظر شما روابط عمومي در برنامهريزي و اجراي طرحهاي مربوط به ايجاد ارتباط با خانوادههاي كاركنان سازمان تا چه اندازه موثر عمل كرده است و ميزان موفقيت در اين برنامهها تا چه حد بوده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
14. به نظر شما تاثير نشريه داخلي در بستر فرهنگ سازمانی با توجه به موارد زير چگونه بوده است؟
ـ ارتقاء سطح آگاهيهاي كاركنان
ـ اطلاعرساني در مورد عملكرد و برنامههاي سازماني
ـ پر كردن اوقات فراغت كاركنان و خانواده آنها
ـ پاسخگويي به سؤالات كاركنان و تقويت ارزشهاي كاري و سازماني
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
15. آيا اين واحد در اطلاعرساني مناسبتهاي سازمان مربوطه، به كاركنان موفق بوده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
16. از ديدگاه شما در انتشار بروشور سازماني استانداردهاي ذيل تا چه حد رعايت شده است؟
ـ رعايت اصل اختصار و سادهنويسي و عدم كاربرد اصطلاحات تخصصي
ـ استفاده از نمودار، جدول و اصل مقايسه
ـ استفاده از عكسهاي جذاب و پرهيز از طرح اطلاعات كلي
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
17. عملكرد روابط عمومي در تهيه و تنظيم اخبار و بيانيههاي مطبوعاتي و ارسال آنها به رسانههاي جمعي چگونه بوده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
18. كدام بخش از برنامه روابط عمومي نياز به ساخت و پرداخت بيشتري دارد و پيشنهاد شما در اين مورد چيست؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
19. نقش روابط عمومي را در تشكيل يك آرشيو منظم براي ضبط و نگهداري اسناد و مدارك لازم مربوط به فعاليتهاي سازماني چگونه برآورد ميكنيد؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
20. كدام يك از برنامههاي اين واحد در ذهن شما ماندگار شده است؟
21. روابط عمومي درخصوص استفاده از كانالهاي ارتباطي دوسويه ميان مديريت و كاركنان (اعم از برگزاري جلسات، مراسمها و ...) چگونه عمل كرده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
22. روابط عمومي در آگاه نمودن ردههاي پايينتر از مديريت از برنامهريزيها، خطمشيها، طرحها و امور سازماني چگونه عمل كرده است؟
بسيار خوب £ خوب £ متوسط £ ضعيف £
نوشته شده توسط کاظم لطفی در سه شنبه
1387/03/21 ساعت 3 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
امروزه دنیای کسب وکار بر پایه « مشتری مداری» و «رضایت مشتریان» استوار گشته به گونه ای که گسترش خدمات و حتی ارائه آن بدون در نظر گرفتن این اصل نه تنها مشکل بلکه غیر ممکن است. فعالان عرصه اقتصاد و کسانی که به ماندگاری جاودانه در این عرصه می اندیشند، به خوبی می دانند که اکسیژن تنفس در دنیای تجارت اصل مشتری مداری است و درک این سخن که «همیشه حق با مشتری است » را سرلوحه برنامه هاي خويش مي دانند.
حضور مشتری در یک واحد اقتصادی علاوه بر آنکه سود مالی به دنبال دارد، شیپور بیدار باش همیشگی است تا بتوانیم چون سربازانی آماده در عرصه رقابت به نبرد بپردازیم.
در این میان آنچه مهم است خود «مشتری مداری» نیست، بلکه ویژگی ها و پرامترهایی است که باید وجود داشته باشد تا مشتری مداری محقق شود. آنچه در سطور زیر می آید بیشتر تجربیاتی کاربردی است که در این عرصه کسب شده و به عنوان عوامل به وجود آورنده و رشد دهنده « مشتری مداری» می تواند مورد توجه قرار گیرد. در واقع پاسخی است به این پرسش که « مشتری چه می خواهد؟ » یقینا هر کسی که پاسخی منطقی و کاملتر برای این پرسش داشته باشد او بهتر خواهد توانست خود را مزین به اصل « مشتری مداری» کرده باشد.
لذا به دور از پیچیدگی های زبان علمی، تجربیاتی که می تواند ما را در این راستا یاری دهد به شرح زیر بیان می گردد.
1- اولیت خواسته مشتری «احترام» است. مشتری به عنوان یک شخص و یک انسان، دارای هویتی مستقل و شخصیتی مدنی است که همیشه دوست دارد این هویت و شخصیت پاس داشته شود و از یک دیدگاه محترمانه به وی نگریسته شود. در برخورد اول با مشتری باید با متانت هر چه تمامتر و با نشاطی برخاسته از علاقه از وی استقبال کرد، با این کار هم «شخصیت انسانی» او را پاس داشته ایم و هم نوع پاسخ مشتری به رفتارهای خود را ترسیم کرده و به او قبولانده ایم. مشتری که با برخوردی مشتاقانه و محترمانه رو به رو شود، در صدد پاسخی مشتاقانه و محترمانه برخواهد آمد. از این رو فضايي به وجود خواهیم آورد که در آن مشتری احساس «بیگانگی » نخواهد کرد.
2- مشتری در نگاه اول خود ظاهر « آراسته ، مرتب، منظم و تمیز» کارکنان و محلی که در آن وارد می شود را می سنجد و هر چقدر این ظاهر آراسته تر باشد، تشویش های درونی مشتری کمتر و کمتر می شود و جاي خود را به آرامش و احساس رضایت خواهد داد.
3- وجود کالاهای « مورد نیاز» مشتری در واحد خدماتی می تواند اطمینان وی را به آن واحد افزون کند. وقتی مشتری را به خاطر نداشتن کالایی از خود دور می کنیم، یقینا برگشت او را به سوی خود با تردید جدی مواجه کرده ایم. مشتری در فضایی رفت و آمد خواهد داشت که آرامش فکری او را به هم نریزد و یقینا صداقت مدیران و کارکنان و تلاش آنها برای حفظ این آرامش فکری، او را در مراجعات بعدی جدی تر خواهد کرد. تا آنجایی که امکان دارد باید درخواست های مشتریان خود پاسخ «بله» داشته باشیم.
4- برای مشتری « کیفیت خدمات» مهمترین عامل مراجعه به یک واحد خدماتی است. مدیرانی موفق هستند که این کیفیت را برای مشتریان خود «تضمین» کنند. مشتری شاید بتواند برخورد تند کارمندان را تحمل کند، شاید بتواند اتلاف زمان را نادیده بگیرد، اما یقینا نمی تواند از « کیفیت کار» بسادگی بگذرد. او حتی حاضر است بهای بیشتری بپردازد، مشروط بر اینکه « کیفیت» خدمات ارائه شده را برایش تضمین کنند.
5- برای مشتری « قیمت» و « بهای» خدمات ارائه شده مهم است. مشتری قبل از اینکه به موسسه شما بیاید، یقینا به چند موسسه دیگر سر زده است و کما بیش از وضعیت « نرخ » های بازار آگاه شده است. او ضمن اینکه « کیفیت» کار را مدنظر دارد، مایل است که « بهای » کیفیت ارائه شده مناسب بوده و با وضعیت مالی وی سازگار باشد.
6- مشتری انتظار دارد در حداقل « زمان» خدمات ارائه شده به وی صورت گیرد و از طولانی شدن زمان هراس دارد. بخصوص مشتریانی که از مسیرهای طولانی تری مراجعه کنند. و بناچار برگشت آن مسیر را باید بپذیرند. از اين رو ایجاد یک « چرخه کاری » مناسب که در آن بتوان از « اتلاف وقت » جلوگیری کرد خواسته درونی مشتریان است. در این چرخه دو اصل « سرعت » و « دقت» انجام کار و توالی خدمات مهم است. مدیران واحدهای خدماتی برای آنکه بتوانند مشتریان را راضی نگه دارند، باید به ایجاد این چرخه همت گمارند و از کارکنانی استفاده کنند که مفهوم « زمان» را بخوبی درک کنند.
7- دستیابی مشتریان به رده های بالاتر می تواند مشتری را برای مراجعات بعدی مصمم تر کند. وقتی در مشتری این اعتماد را به وجود بیاوریم که در صورت لزوم می تواند رده های بالای مدیریت موسسه را براحتی ملاقات کند و حرف های خودرا با آنها در میان بگذارد، یقینا حضور او را در موسسه خود « تثبیت » کرده ایم.
8- ایجاد تحول و تنوع در محیط کاری بر اساس « پیشنهاد» مشتریان، آنها را در همکاری با موسسه ترغیب کرده و با این کار آنها خودرا جزیی از موسسه خواهند پنداشت. مدیرانی که دیدگاه مشتریان- حتی مشتریان ناراضی- را با اهمیت هر چه بیشتر پیگیری و مطالعه می کنند و سعی به اجرا در آوردن آنها دارند، از جمله مدیران موفقی هستند که راه پیشرفت و نفوذ در دل مشتریان را یافته اند.
9- رضایت همکاران عامل اصلی برای « رضایت مشتریان» است. هر گاه در یک موسسه کارمندان از میزان رفاه و دستمزد خویش ناراضی باشند، بدون شک همان میزان نارضایتی را به مشتریان انتقال خواهند داد. مدیران باید سعی کنند به «رضایت» کارکنان همان قدر اهمیت بدهند که به « رضایت مشتریان» اهمیت می دهند هیچ موسسه ای بدون « کارمندان راضی» نمی تواند قدم به وادی « رضایتمندی مشتریان» بگذارد.
10- به طور کلی می توان گفت ایجاد «روح اعتماد» و « صداقت» در محیط کار از پارامترهای استوار « مشتری مداری» است و باید به این نکته ایمان بیاوریم که « حیات اقتصادی ما به رضایت مشتریان ما وابسته است و بدون حضور مشتری ما هم نخواهیم بود .
تعامل همه جانبه بامشتریان یکی از مهمترین ارکان یک سازمان برتراست .
سازمانهایی موفق تر هستند که بتوانند بهترین نحوبامشتریان ارتباط برقرارکنندوبه آنها خدمت ارایه دهند واز نظرات وپیشنادات مشتریان استفاده کنند.
وهمیشه حق بامشتریان است .
کاظم لطفی
نوشته شده توسط کاظم لطفی در دوشنبه
1387/03/06 ساعت 3 بعد از ظهر |
لینک ثابت |
شناسنامه قرآن مجيد
نام : قرآن
محل تولد : مكه
گيرنده : محمد(ص)
تعداد سوره : 114
تعداد كلمات : 77807
سن : 1434
تعداد سوره هاي مدني : 28
تعداد حزب : 120
اولين سوره : سوره فاتحه
بزرگترين سوره : سوره بقره
قلب قرآن : سوره يس
پادشاه قرآن : آيه الكرسي
مادرقرآن : سوره حمد
سوره اي كه دوبسم الله دارد : سوره نمل
سوره اي كه بسم الله ندارد : سوره توبه
سوره هايي كه سجده واجبه دارد : سوره هاي سجده – فصلت – النجم - علق
شهرت : فرقان
فرستنده : خدا
ملكه وحي: جبرائيل
تعداد آيه : 6666
تعداد حروف : 322374
تعداد سوره هاي مكي : 86
تعداد جزء : 30
اولين گرد آورنده : حضرت امام علي (ع)
آخرين سوره : سوره نا س
كوچكترين سوره : سوره كوثر
عروس قرآن : سوره الرحمن
مدت نزول : 23 سال
وسط قرآن : سوره كهف آيه 19 كلمه وليتلطف
تهيه وتنظيم : كاظم لطفي
نوشته شده توسط کاظم لطفی در یکشنبه
1387/03/05 ساعت 10 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
روابط عمومی بحران :
نخستين زمانی که روابط عمومی از وجود مساله بحرانی در سازمان مطلع می شود ، قدم اول کسب اطلاعات کامل از ماجراست. شايد همان شش سوال معروف : کی ، کجا ، چه کسی و ...
اما نکته مهم تر :
همانگونه که در حرفه روزنامه نگاری ، سانسور اخبار و گزارش ها بر عهده سردبير است و خبرنگار بايد تمامی رويداد را گزارش کند ، مديران سازمان هم نبايد سعی کنند هنگام بروز بحران ، اطلاعات را گزينش شده در اختيار روابط عمومی قرار دهند. اگر قرار است گزينشی شود روابط عمومی بايد اين کار را انجام دهد.
نوشته شده توسط کاظم لطفی در یکشنبه
1387/03/05 ساعت 10 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
تعریف روابط عمومی
تعريف روابط عمومی :
يک زمينه فعاليت است مربوط به روابط سازمانهای صنعتی، شرکتها، مشاغل، دولت، اتحاديههاو يا ساير سازمانها که هريک با مردمی چون کارمندان، مشتريان،سرمايه داران، تهيه کنندگان، اعضا احزاب سياسی ويا عامه مردم روبرو هستند، کارهای روابط عمومی شامل است برتقويم افکار عمومی، ارزيابی وتفسير آن به حسب منافع يک سازمان، شناساندن سازمان به مردم مربوط به خود وهمچنين آن مردم به سازمان.
کاظم لطفی
نوشته شده توسط کاظم لطفی در یکشنبه
1387/03/05 ساعت 10 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
از روابط عمومی شخصی تا روابط عمومی سازمانی
می خواهم بدن انسان را به يک سازمان تشبيه کنم و از آن نتيجه بگيرم. آيا تاکنون فکر کرده ايد، يک سازمان در بدن هر کدام از ما قرارداده شده است. سازمانی که متشکل از مدير کل، امور مالی، برنامه ريزی، تدارکات؛ حقوقی، خدمات و ساير اموری از اين دست است. يعنی اين انسان مجموعه ای از واحدهای مختلف است که اين عوامل دست به دست هم داده تا زندگی ما سپری شود.
فرض کنيد شخصی هست که ذاتاً قدرت برنامه ريزی ندارد، يا در نهاد کسی اثری از مديريت نيست یعنی در گذران زندگی و خانواده هم مديريت ندارد و عادت کرده به او دستور بدهند تا کاری انجام دهد يا کسی هست که قدرت تجزيه و تحليل مالی ندارد و يا اصطلاحاً از شمه اقتصادی خوبی برخوردار نيست. در مقابل هم کسانی هستند که بخشی و يا همه اين مديريتها را با هم دارند.
ولی اگر يک عامل که در برخوردهای اجتماعی وجود دارد در انسان نباشد موجب طرد اطرافيان خواهد شد. همان عاملی که به "ارتباطات بيرونی" سر و کار دارد. يعنی "روابط عمومی".
جمله ای که بارها از زبان مردم می شنويم که " فلانی، چه روابط عمومی خوبی دارد." يعنی اين نيست که روابط عمومی جدای اين سازمان است یا روابط عمومی کار خودش را دارد و ساير بخشها هم کار خودشان. پس هر کسی هم در وجودش يک مدير روابط عمومی دارد. اينجا چه برخوردی کند؟ چه جمله ای بگويد تا امتيازی کسب نمايد؟ چگونه سلام کند؟ و… پس بلافاصله روابط عمومی هرکس در جاهايي بدادش می رسد.
اما اين مساله ای که انسانها به آن اهميت می دهند، متاسفانه در بعد وسيع تر و يا همان سازمان واقعی، از آن فاصله می گيرند. يعنی "مشاوره خواستن از روابط عمومی" را ضروری نمی بينند و باز کار روابط عمومی را در روزنامه خواندن و پلاکارد زدن می بيينند. آری مشکل از دو طرف است. از طرفی روابط عمومی نتوانسته وجهه ای مثبت از خود درون سازمان ايجاد کند که اين مشکل با ظرافتهای گفتاری و دادن برخی مشورتها تا حدی قابل ترميم است. و از طرفی ديگر ساير مديران، خود را برتر از روابط عمومی و حتی صاحبنظر در روابط عمومی می پندارند. که اين تا حدودی بستگی دارد به برخورد مديريت ارشد سازمان با روابط عمومی.
برای رفع این مشکلات در جامعه روابط عمومی ايران دو پيشنهاد دارم. البته چون ساختار و ماهيت سازمانها با هم فرق دارند بالطبع يکی از اين پيشنهاد ها برای سازمانی قابل اجراست.
1- تغيير سمت "مدير روابط عمومی" به "مدير روابط عمومی و مشاور مدير..."
سطح مدیر روابط عمومی در حد سايرمديران سازمان شود و همزمان يک لقب "مشاور" يدک بکشد. البته ممکن است گفته شود با شعار و يک لقب کار درست نمی شود ولی اگر مديرروابط عمومی با عرضه باشد بی تاثير نيست.
2- اگر قرار باشد مدیر روابط عمومی ضعيفی داشته باشيد که هفته به هفته رييس سازمان را نبيند بهتراست روابط عمومی زير مجموعه یکی از مديريتها يا ادارات ديگر شود (مثل حوزه مديريت) که لااقل رييس آن قسمت هر روز با رييس سازمان ملاقات و مشاوره دارد. گرچه مصوبه هيات دولت اين را نمی گويد ولی بسيار تاثیرگذارتر از قبلی است. منظور از مدير روابط عمومی ضعيف، تنها معنای ظاهری کلمه آن نيست. مديری که از سوی رييس اش حمايت نشود و يا حال و حوصله و وقت ديدن او را نداشته باشد، و يا از لحاظ شخصی توان برقراري ارتباط درخود، بيان و نوشتار خوب، صبر و سعه صدر نداشته باشد، معلوم است که به درد مشاوره نمی خورد و يا از وجودش استفاده نمی شود بنابر اين مدير ضعيفی است.
خيلی خودمانی عرض شود که کليد حل بسياری از مشکلات روابط عمومی در دستان توانمند مديريت ارشد سازمان است. فراموش نکنيد رفاقت مدير روابط عمومی با رييس سازمان از عوامل موفقيت روابط عمومی هاست.
کاظم لطفی
نوشته شده توسط کاظم لطفی در یکشنبه
1387/03/05 ساعت 10 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
مقدمه
يكي از عواملي كه در سرنوشت هر مؤسسه، گروه و فرد اهميت و ارزش اساسي دارد و آنها را در نيلبه هدفها ياري ميدهد; كيفيت رابطه آنها با افراد و مؤسساتي است كه با آنها سروكار دارند و همچنينبا افكار عمومي جامعهاي است كه در آن به فعاليت مشعولند. هر اندازه اين ارتباط بطور مفيدي مستقر وبه شكل مؤثري گسترش يافته باشد، به همان اندازه آن فرد، گروه و مؤسسه در دستيابي به اهداف خودموفقتر ميباشد. اكنون به عنوان يك اصل اساسي در مديريت پذيرفته شده كه افراد و مؤسسات برايرسيدن هرچه بهتر و راحتتر به مقاصد خود نيازمند به حسن رابطه و درك متقابل و توسعه تفاهم بايكديگر و عموم مردم ميباشند.
مديران مؤسسات به دلايل فوق، در تشكيلات خود اقدام به تأسيس دفتر، واحد يا بخشي تحتعنوان روابط عمومي نمودهاند تا از طريق آن ارتباط مفيد و مؤثر را با افراد داخل و خارج سازمان برقرارنمايند و با آگاه كردن، تشويق و ترغيب آنان، به اهداف مديران، سريعتر، راحتتر و با هزينه كمتر جامهعمل بپوشانند. دست اندركاران چنين دفاتري همه روزه در تلاشند تا با استفاده از تكنيكها وتخصصهاي حرفه روابط عمومي، به گسترش تفاهم و ارتباط مؤثر بپردازند. هدف از تهيه اين گزارش;آشنايي با وظايف، نقش و جايگاه روابط عمومي مطلوب است و در آن ابتدا شرح وظايف عمومي وسپس جايگاه سازماني آن و تفاوت بين روابط عمومي و تبليغات مورد بررسي قرار گرفته است. در ادامهبه روابط عمومي مطلوب و ويژگيهاي كارشناسي روابط عمومي و همچنين روابط عمومي داخليپرداخته شده است. در پايان نقاط قوت و ضعف روابط عموميها كه حاصل بررسي چهل روابط عموميدر ايران ميباشد، ارائه گرديدهاست.
شرح وظايف روابط عمومي :
مهمترين وظيفه روابط عمومي، شناخت افكار عمومي و نفوذ در آن براي جلب رضايت افكارعمومي نسبت به سازمان است كه هم در درون سازمان و هم در بيرون از سازمان دنبال ميشود.بيترديد، اين وظيفه در قالب مجموعهاي از فعاليتهاي ارتباطي صورت ميگيرد كه ميتوان آنها را تحتعناوين ارتباطات، امور فرهنگي و نمايشگاهها، انتشارات، سنجش افكار و پژوهش و برنامهريزيدستهبندي كرد. كه در زير به تشريح اين وظايف ميپردازيم.
ارتباطات
- سياستگذاري، برنامهريزي و كاربرد شيوهها و برنامههاي مناسب براي انعكاس اهداف، سياستها،فعاليتها، برنامهها و مواضع سازمان به مخاطبان،
رسانهها و جامعه.
- گردآوري، جمعبندي و تحليل نظرها و ديدگاههاي مردم، نخبگان و رسانهها در زمينه فعاليتهايسازمان و ارائه آن به مديريت.
- تلاش براي تقويت هرچه بيشتر روحيه تفاهم بين كاركنان و مديران و هميت سازماني و زمينهسازيبراي برقراري ارتباطات بين آنان.
- اعلان مواضع سازمان.
- عضويت و شركت در جلسههاي مهم سازمان به منظور آگاهي از سياستها، خط مشيها، برنامهها وروند فعاليتها و نيز آگاهي از نتايج ساير نشستها و گردهماييها و جلسهها.
- تدوين "تقويم جامع ارتباطات سازماني" در قالب ملاقاتها و بازديدهاي مسئولان سازمان باشخصيتهاي حقيقي و حقوقي، كاركنان و اقشار مختلف مردم با هدف تداوم و گسترش اصولي وتلطيف روابط و تنظيم افكار عمومي.
- تدارك تمهيدات و اقدامات لازم براي راهنمايي ارباب رجوع و تسهيل دسترسي به مراكز و مسئولان سازمان.
- برنامهريزي و اطلاعرساني به مردم درباره عملكرد سازمان به انگيزه تنوير افكار عمومي.
- تدوين برنامه سالانه مصاحبههاي مسئولان سازمان با مطبوعات، متناسب با اولويتهاي سازماني ونيازهاي افكار عمومي.
- تهيه و تنظيم اطلاعات پايهاي از سازمان براي ارائه به مراجعان و ميهمانان سازمان به زبانهاي مختلف.
- ايجاد ارتباط احسن با مطبوعات، راديو، تلويزيون و خبرگزاريها و بهرهبرداري بهينه از آنها براياطلاعرساني به مردم.
امور فرهنگي و نمايشگاهها
- مشاركت در برگزاري سمينارها و گردهمايي تخصصي و عمومي سازمان.
- پوشش تبليغي ساختمانها و فضاهاي عمومي سازمان در گراميداشت ايام و مناسبتهاي ويژه.
- تدوين و اجراي طرح جامع تبليغات براي فضاسازي فرهنگي - تبليغي در ساختمانها و محوطهها.
- مديريت نمايشگاهها (سالانه، دايمي و ...) در خارج و داخل سازمان.
- طراحي و توليد هداياي تبليغاتي براي اهدا به مخاطبان (متناسب با سلايق و علايق قشرها).
- تهيه، تدوين و اجراي تقويم مراسم داخل سازمان.
- راهاندازي و اداره موزه و اتاق انتظارات سازمان.
- توليد و سفارش ساخت آگهيهاي تلويزيوني و فيلمهاي مورد نياز براي تبليغ عملكرد و مستندسازيسازمان.
انتشارات
- تدوين كتب، جزوهها و تهيه مواد انتشاراتي به منظور معرفي سازمان.
- گردآوري و نشر اطلاعات و اخبار و گزارشهاي مربوط به سياستها، فعاليتها، طرحها و برنامهها; باشيوهها و قالبهاي مؤثر و مناسب.
- تدوين و انتشار خلاصه عملكرد سالانه سازمان براي ارائه به افكار عمومي.
- انتشار نشريه داخلي و برون سازماني سازمان.
سنجش افكار
- تهيه گزارشهاي تحليلي ادواري (ماهانه/فصلي/سالانه) از افكار عمومي داخل و خارج از سازمان برايارائه به مديريت.
- نقد و بررسي بازتاب فعاليتهاي سازمان در نظر اقشار مردم بويژه نخبگان، رسانهها و دستگاهها از يكسوو مديران و كاركنان از سوي ديگر و ارائه گزارش آن به مديريت.
- سنجش افكار عمومي درون سازماني به منظور بازيابي مسائل و ارائه راهكارهاي مناسب به مديريت.
- طراحي و اجراي نظام گردآوري پيشنهادهاي كاركنان به منظور ترغيب كاركنان به مشاركت هرچهمؤثرتر در بهبود جريان امور سازمان.
- پژوهش و برنامهريزي
- تهيه گزارشهاي عملكرد دورهاي از فعاليتهاي روابط عمومي.
- نوآوري، خلاقيت و طراحي فعاليتهاي جديد در قلمرو وظايف روابط عمومي.
- نظارت و ارزيابي فعاليتها و اعمال نتايج حاصل در برنامهها و فعاليتهاي آتي.
- طراحي و برنامهريزي براي ارتقاء كليه اموري كه به رشد كمي و كيفي ارتباط و همدلي بين سازمان ومردم و دستگاهها و مديران و كاركنان با يكديگر بيانجامد.
جايگاه سازماني روابط عمومي :
روابط عمومي زماني ميتواند نقش راهبردي خود را در سازمان ايفا كند كه در تشكيلات سازمانجايگاه مناسبي داشته باشد.
در بسياري از ساختارهاي سازماني، مشاهده ميشود كه روابط عمومي به عنوان يك واحد فرعيامور اداري يا امور خدماتي منظور شده است كه در اين صورت روابط عمومي نميتواند جايگاه و نقشراهبردي داشته باشد، زيرا طبعٹ شرايط احراز شغل مسئول روابط عمومي حتي از شرايط احراز شغلمدير اداري پايينتر است.
در سازمانهايي كه واحد روابط عمومي در جدول سازماني بلافاصله زير نظر مدير عالي سازمان قراردارد نشان دهنده توجه به روابط عمومي به عنوان يك عنصر راهبردي است.
در بسياري از موارد، روابط عمومي عملا نقش راهبردي خود را در سازمان ايفا نميكند. اين مشكل ازدو جهت ناشي ميشود:
1. عدم اطلاع كافي مديران ارشد از نقش و اهميت روابط عمومي به عنوان يك عنصر كمككننده به طرحريزيهاي استراتژيك و زمينهسازي تصميمات، اجرا و ارزيابي عملكردبرنامههاي راهبردي سازمان.
2. قرار ندادن افرادي با دانش و بينش و منش لازم در چنين جايگاه سازماني كه بتواند سازمان رادر اعمال مديريت راهبردي ياري كند. در اين صورت است كه روابط عمومي فقط ميتواندمراسم و جشنها را ترتيب دهد و پرچم به دور ديوار سازمان بزند.
توصيه متخصصان اين است كه اگر بخواهيم روابط عمومي نقش راهبردي در سازمان داشته باشد،لازم است ضمن در نظر گرفتن جايگاهي مناسب در ساختار سازماني براي اين واحد و شرايط احرازشغلي متناسب با مديران ارشد سازمان، آنان را در طرحريزيهاي راهبردي سازمان مستقيماً دخالتدهيم.
توصيه عمده ديگري كه از لحاظ سازماندهي شده است، اين كه بهتر است تمام خدمات تخصصيمورد نياز واحد روابط عمومي در داخل يك واحد سازماني قرار گيرد و مسئوليت اصلي همه ايناقدامات به عهده مدير روابط عمومي باشد. طبيعي است كه تشكيلات سازماني واحد روابط عموي درسازمانهاي بزرگ با سازمانهاي متوسط و كوچك متفاوت خواهد بود.
تفاوت بين روابط عمومي و تبليغات :
يكي از موضوعات مهم براي كساني كه به كار روابط عمومي اشتغال دارند، تفكيك بين تبليغات وروابط عمومي است. اگر اينان بدون ملحوظ داشتن وجوه افتراق تبليغات با روابط عمومي بهفعاليتهاي خود رنگ تبليغات بدهند، به سمت فعاليتهايي گرايش خواهند يافت كه تفاوت اساسي باماهيت فعاليتهاي روابط عمومي دارد. بايد توجه داشت كه اين تفاوت در واقع از سلطهجويي برمخاطب در فعاليتهاي تبليغي تا ايجاد ارتباط متقابل و مبتني بر گفت و گو با مخاطب در فعاليتهايروابط عمومي توسعه پيدا ميكند. بنابراين رفع ابهام و مشخص كردن تفاوتهاي روابط عمومي باتبليغات براي شاغلين روابط عمومي بسيار ضروري است. هدف اين مبحث، روشنسازي وجوه افتراقبين روابط عمومي و تبليغات است.
توجه به اين نكته اساسي ضروري است كه كاركنان روابط عمومي با حركت به سمت تبليغات ازارتباطات مشاركتآميز به سمت "ارتباطات سلطهآميز" گام بر ميدارند و گام به گام از فلسفه روابط عمومي كه همانا مردمداري است، دور ميشوند.
تعريف و ويژگيهاي روابط عمومي
براي رسيدن به وجوه افتراق بين روابط عمومي و تبليغات لازم است در ابتدا تعريف آنها را بررسيكنيم. جي. اي. گرونيك نظريه پرداز معاصر، روابط عمومي را مديريت بين يك سازمان و كسانيميداند كه با آن سروكار دارند. از طرفي در تعريف روابط عمومي ميتوان گفت: روابط عموميمجموعهاي از عمليات ارتباطي آگاهانه و مبتني بر تحقيق و برنامه است كه با استفاده از شيوههاي علميو هنري به دنبال اطلاعرساني به مردم و اطلاعيابي از آنان، تجزيه و تحليل گرايشهاي مخاطبان و افكارعمومي به منظور جلب نظر، تفاهم و حمايت مستمر از مخاطبان با كاربرد تكنيكها و ابزارهاي ارتباطينوشتاري، گفتاري، ديداري و شنيداري است. دقت در اين تعريف نشان ميدهد كه روابط عمومي بيشترمتكي بر مخاطب و ديدگاههاي اوست و اين مخاطب است كه سهم عمدهاي را در برنامهريزيهايروابط عمومي و تعيين اشكال ارتباط با خود دارد.
ويژگيهاي روابط عمومي
1. روابط عمومي در پي ارتباط دو سويه با مخاطب است;
2. مخاطب در برنامهريزيهاي روابط عمومي با آگاهي كامل ايفاي نقش ميكند و سهيم است .
3. روابط عمومي صرفاً به دنبال "اطلاعرساني" نيست، بلكه مكمل اين فرآيند را "اطلاعيابي"ميداند. در واقع، روابط عمومي از طريق "اطلاعيابي" بر اهميت تأثيرپذيري از افكار عموميصحه ميگذارد.
تعريف و ويژگيهاي تبليغات
بعضيها تبليغ يا پروپاگاندا (Propaganda) را به معني پخش يا تحريك و يا به حركت واداشتنانديشههاي ويژه ميدانند. آنان براين باورند كه پروپاگاندا به معني دروغ، تحريف، فريب، جنگ رواني وشستسوي مغزي به كار ميرود و هويت يك پيام به عنوان پروپاگاندا، از معناي منفي و نادرست آنشناسايي ميشود.
با چنين ديدگاهي، تبليغ را به پنج نوع تقسيم ميكنند:
1. تبليغ آشوب آفرين يا هيجاني: در اين نوع تبليغ سعي ميشود مخاطب به سوي اهداف معينهدايت شود.
2. تبليغ وحدت بخش: در اين نوع تبليغ، تلاش منبع در راستاي منفعل كردن مخاطب است.
3. تبليغ مفيد: در اين نوع تبليغ عليرغم اين كه منبع مشخص است و اطلاعات پيام ارسالي ازطرف او صحت دارد، تلاش منبع ايجاد اعتبار در نزد مخاطب است.
4. تبليغ خاكستري: در اين تبليغ ممكن است منبع مشخص و يا نامشخص باشد و احتمال دارداطلاعات پيام نيز درست و يا نادرست باشد.
5. تبليغ سياه: در اين نوع تبليغ، اطلاعات پيام، نادرست و ساختگي بوده و هدف منبع،نيرنگآميز است.
اگر در هر يك از انواع تبليغات دقت كنيم، درمييابيم كه مهمترين ويژگي آنها، ناديده گرفتن نقشمخاطب است. همچنين بعضيها معتقدند كه در تبليغ سعي ميشود اراده مردم، تفكر، نگرش وجهانبيني آنان به سوي عوامل تبليغ جلب شود; يعني به جاي مخاطب خود فكر ميكند و عقايد خودرا به آنان تحميل ميكند.
ويژگيهاي اصلي تبليغات:
1. يك سويه بودن ارتباط مبلغ (منبع) با مخاطب;
2. مشروعيت استفاده از راهها و ابزارهاي مختلف براي رسيدن به هدف;
3. توجه صرف به منافع سازمان يا منبع;
4. دستكاري اطلاعات در جريان تبليغ;
5. تحميل عقايد به مخاطب ;
6. توجه بهاقناع در شكل متعالي تبليغ.
وجوه افتراق روابط عمومي با تبليغات:
آوازهگري و تبليغات تجاري شكل يك سويه ارتباطات هستند. در حالي كه روابط عمومي آرماني،يك ارتباط دو سويه است. يك بنگاه مطبوعاتي با استفاده از تبليغ ميكوشد تا به هر قيمت، نام مشتريدر رسانهها ذكر شود. در حالي كه روابط عمومي تنها به اين دليل به تبليغ ميپردازد كه قصد دارد آن را دردرون برنامه گسترده كه اهداف سازمان و افكار عمومي را مدنظر خود قرار ميدهد، بگنجاند. در تبليغاتتجاري، پيامهاي ارسالي تحت كنترل مؤسسه تبليغاتي است، در حالي كه بيشتر پيامهاي روابط عموميغير قابل كنترل هستند، يعني چون پيامها در اختيار رسانهها قرار ميگيرد، توسط آنها دستخوش تفسير وتغيير ميشوند.
يكي از تفاوتهاي بسيار اساسي بين روابط عمومي و تبليغات، وجود موازين و اخلاق حرفهاي درروابط عمومي است كه در واقع ضامن سلامت فعاليتهاي روابط عمومي ميباشد، و آن را به سطح يكفعاليت صادقانه، صريح، روشن و در خدمت مخاطب ارتقاء ميدهد.
در اينجا، اشاره به يك تفاوت ديگر نيز ضروري است. در تبليغات، غرايز طبيعي مورد هدف است،در حالي كه در روابط عمومي، هدف عقلانيت ارتباطي است و روابط عمومي سعي ميكند ضمن گفتو گو با مخاطب، بحث استدلالي و بهرهگيري از ديدگاههاي مخاطب، به اجماع و نظر مشتركي برسد.
تفاوت روابط عمومي با تبليغات را بايد از نظر غايب و هدف نيز مورد توجه قرار داد. غايتفعاليتهاي روابط عمومي، آگاهي بخشي به مخاطب است و مخاطب گزينشي عمل ميكند و تأثيرپذيرياز روابط عمومي ارادي بوده و بين روابط عمومي و مخاطب، كنش متقابل دو سويه وجود دارد، در حاليكه تبليغات صرف در پي تحميل عقيدهاي است كه مورد نظر مبلغ است. بنابراين هرگاه مخاطب بدوناطلاع و آگاهي از غايت روابط عمومي تأثيرپذير شود، تحت تأثير تبليغ قرار گرفته است.
تفاوت عمده ديگر بين تبليغات و روابط عمومي اين است كه روابط عمومي با مخاطب يك تعامل دموكراتيك را دنبال ميكند و از زبان مخاطب سخن ميگويد، در حالي كه تبليغات در پي بهرهبرداري ازمخاطب براي تأمين مقاصد مبلغ است وآزاديمخاطبراموردتهديدقرارميدهد.
معيار تفكيكروابط عموميتبليغات :
هدفتعامل با مخاطب و گفت و گوتسلط بر مخاطب، تأمين منافع منبع وبا او و جلبوفاداريمخاطبدرنهايتامتناعمخاطبماهيت مشاركت آميزسلطهآميزضوابط مدوناخلاق حرفهايداردندارد نقش مخاطب فعال و هوشمندبي نقش و منفعل.
با توجه به بحثي كه در اين بخش مطرح شد، ميتوان نتيجه گرفت كه :
1. روابط عمومي و تبليغات دو مقوله جدا از هم هستند و از نظر هدف، شيوه، ماهيت، الگويارتباطي، توجه به موازين اخلاقي و نقش مخاطب، داراي تفاوت فاحشي هستند.
2. روابط عمومي در صورت استفاده از تبليغ، آن هم به طور محدود، از يكي از انواع تبليغاتيعنيتبليغات سفيد استفاده ميكند كه البته در اين صورت نيز نوع تبليغاتي كه روابطعمومي انجام ميدهد، با تبليغاتي كه مبلغان مدنظر قرار ميدهند، تفاوت زيادي دارد. بطورمثال، ممكن است درج گزارش آگهي در مطبوعات كه در قبال پرداخت وجه صورت ميگيردو روابط عمومي در آن نكات قوت فعاليتهاي سازمان را برجسته نشان ميدهد، نوعي تبليغمحسوب شود، ولي توجه به اين نكته ضروري است كه روابط عمومي عليرغمبرجستهسازي يك جانبه نقاط قوت عملكرد و دستاوردهاي سازمان، به دور از نيرنگ، دروغ وهدف سودجويانه عمل ميكند و هدف روابط عمومي تنها جلب توجه مخاطب به عملكردبرجسته سازمان است.
3 - از كاربرد واژه تبليغات در روابط عمومي بايد تا حد امكان پرهيز كرد. افزون بر مواردي كهدرباره تبليغات ذكر شد، توده مردم نيز نگرش مثبتي از تبليغات ندارند و با شنيدن اين واژه دربرابر آن موضعگيري ميكنند. از نظر علمي نيز تبليغات در پي ارتباط يك سويه است و روابطعمومي، ارتباط دوسويه را دنبال ميكند. بنابراين ميتوان بجاي تبليغات، ازامور فرهنگيدر روابط عمومي استفاده كرد.
4 - تبليغات سنتي نيز به لحاظ يك سويه بودن و متكلم وحده بودن مبلغ، به نظر ميرسد كهكارايي خود را از دست داده باشد. در چنين تبليغاتي، مخاطب داراي نقش منفعل است و بهپرسشهاي او پاسخ داده نميشد.
روابط عمومي مطلوب :
يك روابط عمومي كه در پي كسب مطلوبيت كامل است، بايستي چند اصل مهم را مدنظر قرار دهد.در اين قسمت به تبيين اصولي كه براي رسيدن به اين هدف لازم است، ميپردازيم.
توجه به اصول اخلاقي :
يك روابط عمومي كارآمد براي سلامت حرفهاي خود، ناگزير از رعايت اصول اخلاقي حرفه روابطعمومي و تدوين آئيننامههاي رفتاري در روابط عمومي است. بطور كلي، بعضي از صاحبنظران، تدويناصول اخلاقي روابط عمومي را به سه دليل لازم ميدانند :
1. ارائه راهنماي عمل براي كارگزاران روابط عمومي.
2. وجود ميزاني براي تطبيق انتظارات.
3. ايجاد امكان تميز دادن روابط عمومي از ساير فعاليتها.
بعضي از اصول پيشنهادي براي تدوين نظامنامه اخلاقي روابط عمومي در ايران، عبارتست از:
1. عدم استفاده از دروغ، دلايل ظاهر فريب و مستندات تحريف شده در فعاليتهاي ارتباطي.
2. مواجهه با مخاطبان، همكاران و مديران برحسب موازين اخلاق و انصاف.
3. رازداري و حفظ اسرار سازمان و مخاطبان.
4. خودداري از نشر اطلاعات كذب و خلاف واقعيت و دادن تعهد مبني بر انجام تحقيق و كسباطمينان در مورد صحت مطالب قابل انعكاس.
5. دادن تعهد مبني بر عدم دريافت هدايا يا حقالزحمه از مخاطبان يا شركتهاي تبليغاتي.
6. خودداري از جريحه دار ساختن احساسات عمومي.
7. اقناع مخاطب صرفا با حكمت و موعظه نيكو.
8. ايمان به حقانيت مخاطب و داشتن رفتار اخلاقي با مخاطبان.
9. عدم توسل به ترفندهاي تبليغاتي براي فريت افكار عمومي.
10. پرهيز از تطميع يا تهديد رسانهها در مورد دادن آگهي يا قطع آن.
توجه به روابط عمومي بينالمللي :
از يك نظر ميتوان فعاليتهاي روابط عمومي را به سه بخش داخلي (درون سازماني)، خارجي (برونسازماني) و بينالمللي تقسيم كرد. با اين تقسيمبندي، يك روابط عمومي كارآمد، بايد بتواند در هر سهبخش، كارآمدي و بازدهي لازم را داشته باشد.
با اين وصف، آنچه را كه از يك رابطه عمومي كارآمد در بعد بينالمللي انتظار ميرود، ميتوان درتوليد فرآوردههاي فرهنگي جهت دار و مبتني بر فعاليتهاي توسعهاي خلاصه كرد.
قدرت مشاوره مديريت :
يكي از وظايف اساسي مديريت يك روابط عمومي كارآمد، مشاوره مديريت سازمان مربوطه است.ارائه خدمات مشاورهاي توسط روابط عمومي به مديريت در يك روابط عمومي كارآمد بايستي از سطحانعكاس اطلاعات فردي توسط مدير روابط عمومي فراتر رود و براي توليد اطلاعات مشاورهاي،سازماندهي مشخصي صورت گيرد. در واقع روابط عمومي كارآمد، با تغذيه اطلاعاتي مديران، ضريبواكنش پذيري آنان را در تصميمگيريهاي درون و برون سازماني افزايش داده و به عنوان بازوي مديريتعمل ميكند.
كارآيي روابط عمومي داخلي :
از جمله ابعاد بسيار مهم روابط عمومي، روابط عمومي داخلي است. در روابط عموميهايناكارآمد، گرايش اصلي به سمت بيرون از سازمان است، در حالي كه در روابط عمومي كارآمد، روابطعمومي داخلي از اهميت نسبتٹ بيشتري برخوردار است; چرا كه اگر آثار عملكرد روابط عمومي بتواندكاركنان سازمان را جلب و اقناع كند، در كارآيي و عملكرد بيشتر آنان، افزايش بهرهوري سازماني، جلب وتأمين رضايت ارباب رجوع، ايجاد تفاهم بيشتر بين مديريت و كاركنان و افزايش هميت سازماني مؤثرواقع خواهد شد و در نهايت هر يك از كاركنان را به مبلغي براي سازمان تبديل خواهد كرد.
برنامهريزي براي رهبران فكري :
از مشخصههاي روابط عمومي كارآمد، داشتن برنامههاي خاص براي هر يك از اقشار جامعه يامخاطبان خود است. يكي از اين قشرها، رهبران فكري هستند. تحقيقات نشان ميدهد كه اين افراد،افرادي هستند كه وسايل ارتباط جمعي به واسطه آنان، پيامهاي خود را به ساير اقشار جامعه انتقالميدهند. رهبران فكري يا واسطههاي ارتباطي ضمن اخذ پيام از رسانهها، آنها را در يك ارتباط ميانفردي به زبان توده به آنها انتقال ميدهند. بنابراين ميتوان گفت تأثير پيام بر هر يك از اقشار جامعهيكسان نيست. در اين ميان رهبران فكري از اهميت والايي در انتقال پيام روابط عمومي به اقشار مختلفبرخوردار هستند. روابط عمومي كارآمد با برنامهريزي ويژه براي رهبران فكري ميتواند كانونهاي انتشارافكار عمومي را هدايت كند. روابط عمومي كارآمد از بين رهبران فكري بايد ليست اسامي افرادي را كهبيشتر از سايرين در ارتباط با آن سازمان قرار دارند، تهيه كرده و برنامههاي مختلفي را براي آنها تداركببيند. از جمله انتشار بولتن اطلاعرساني ويژه، ترتيب دادن برنامههاي بازديد از طرحها، حضور مسئولانسازمان در بين آنها و دعوت از آنان براي شركت در مراسم افتتاح طرحهاي بزرگ و ... ميتواند مدنظرباشد.
ارتباط اصولي با رسانهها :
امروزه روابط عمومي نميتواند بدون استفاده اصولي از رسانهها از جمله راديو، تلويزيون ومطبوعات، وظايف اصلي خود را انجام دهد; چراكه نفوذ در افكار عمومي و هدايت آن بدون كاربردرسانهها تقريبٹ محال جلوه ميكند. در يك روابط عمومي كارآمد، افزون بر اينكه از نظر ساختاري، بخشمستقلي موضوعارتباط با رسانهها را دنبال ميكند، احترام به حرمت حرفهاي كارگزاران رسانهها بهعنوان يك اصل مدنظر بوده و ارتباط با رسانهها بر اساس اعتقاد به نياز متقابل روابط عموميها ورسانهها به همديگر شكل ميگيرد.
كلان نگري در انجام وظايف و تأثيرگذار بودن :
يكي از ويژگيهاي روابط عمومي كارآمد، كلان نگري و توانمندي تأثيرگذاري است. در حال حاضرهدف از عمليات روابط عمومي صرفٹ انجام چند وظيفه خاص نظير: توليد و ارسال خبر به رسانهها،نصب پلاكارد و پوستر، انتشار بروشور، برگزاري نمايشگاه و ... نيست; بلكه هدف عمده، تأثيرگذاري برروند تصميمات در درون سازمان و حتي بيرون از سازمان و سهيم شدن در جريان تصميمسازي سازماناست.
توجه به بازخورد :
در روابط عمومي كارآمد، جريان مبادله پيام، دو سويه است و لذا به واكنشهاي مردم يا مخاطبان درقبال پيامهاي ارائه شده، توجه شده و در ارائه پيامهاي بعدي به آنها ترتيب اثر داده ميشود. براي تحققاين جريان مبادله پيام، بايد >الگوي ارتباطات مشاركتآميز محور ارتباطات روابط عمومي با مردم قرارگيرد. در اين الگو، ضرورت مشاركت مردم در تصميمات و برنامهريزيها مورد توجه قرار ميگيرد و سعيميشود تا با كاربرد شيوههاي مختلف علمي، واكنش پيامگيران در مقابل پيامها اندازهگيري و ارزيابيشود و لذا از تحميل پيامها به مردم و يا بيتوجهي به واكنشهاي مردم در مقابل پيامها كه هر دو به>فقدان مشاركت ميانجامند، اجتناب ميشود.
بنابراين در روابط عمومي كارآمد، ارتباط با مردم دو سويه بوده و جريان پيام يك طرفه و از سويروابط عمومي به مردم نيست; بلكه توجه به واكنشهاي مردم در برابر پيامهاي روابط عمومي حرفاصلي را ميزند.
داشتن برنامه عمل روابط عمومی دریک سازمان :
اصولا يكي از اركان روابط عمومي (افزون بر تحقيق و برقراري ارتباط) برنامهريزي است و در روابطعمومي كارآمد به عنوان يك اصل بنيادي مورد توجه قرار ميگيرد. برعكس در روابط عمومي ناكارآمد،روزمرهگي، نمود بيشتري مييابد.
در روابط عمومي كارآمد، تهيه و تدوين برنامههاي كوتاه، ميان و بلند مدت مدنظر قرار گرفته و برنامهعمل سالانه روابط عمومي، كليه عمليات ممكن براي اجرا در طول سال را مورد توجه قرار ميدهد. دربرنامه عمل روابط عمومي، شناسايي مخاطبان، تعيين اهداف روابط عمومي براساس اهداف سازمان وتعيين پيامهاي روابط عمومي و تهيه پيش نويس برنامه و مشورت با مسئولان، مراحل اساسيبرنامهريزي را تشكيل ميدهند.
روابط عمومي كارآمد حتي براي بعضي امور غير قابل پيشبيني نيز تمهيداتي را در برنامه عمل خودميانديشد. لحاظ كردن ستاد بحران با اهداف، وظايف، نيروي انساني، بودجه و شيوه عمل معين درقالب برنامه سالانه روابط عمومي; نوعي برنامهريزي براي مواجهه با امور غير مترقبه در روابط عمومياست.
همچنين در روابط عمومي كارآمد، براي هر فعاليتي، تقويم جداگانهاي تنظيم ميشود. براي مثالاموري همچون مصاحبه، ملاقاتهاي مردمي، مناسبتها، مراسم، نمايشگاه، انتشارات، سخنراني و ...هر كدام بايد يك تقويم زماني جداگانهاي داشته باشد.
اطلاعيابي :
گرچه اطلاعرساني اصولي از ويژگيهاي روابط عمومي كارآمد است، ليكن در مفهوم نوين روابطعمومي، آنچه اولويت بيشتري دارد، اطلاعيابي است. به عبارت ديگر، روابط عمومي به جاي اين كهمدام از طرف سازمان براي مردم پيام و اطلاعرساني كند، سعي دارد نگاه مردم را به سازمان تفسير كرده وآن را در اختيار مديريت سازمان قرار دهد و لذا اطلاعيابي را بر >اطلاعرساني ترجيح ميدهد.
مهمترين شيوه اطلاعيابي از افكار عمومي، سنجش افكار عمومي است. در يك روابط عموميكارآمد اين اقدام از اهميت بسياري برخوردار بوده و بخش مستقلي براي آن منظور ميشود.
همچنين اجراينظام پيشنهادها براي آگاهي از نقطه نظرات اصلاحي كاركنان و اقشار مختلف مردمبه جاي شيوه سنتي و ناكارآمد جمعآوري پيشنهادها از طريق صندوقهاي نصب شده در ساختمانها;تحليل محتواي مطبوعات و تحليل تماسها و مكاتبات مردمي، مجاري ديگر اطلاعيابي از افكار عموميداخل و بيرون از سازمان است.
اولويت ارتباطات مردمي :
ارتباطات مردمي به عنوان اصيلترين اقدام در روابط عمومي به عنوان هنر و علم مردمداري، ازويژگيهاي عمده روابط عمومي كارآمد است. در اينگونه روابط عموميها، ارتباطات مردمي هم دردرون و هم در بيرون سازمان از اولويت برخوردار بوده و داراي اشكال متفاوتي است.
برگزاري جلسات پرسش و پاسخ بين كاركنان و مديريت و اقشار مختلف مردم بويژه مخاطبان خاصسازمان با مديريت و برگزاري جلسات بحث آزاد به همين شكل، حضور غير رسمي مسئولان در بينكاركنان از جمله بهنگام صرف ناهار يا اقامه نماز و ... و همچنين حضور مسئولان سازمان در بين مخاطبانخاص، ميتوانند برخي شكلهاي ارتباطات مردمي را فراهم سازند. همچنين، در يك روابط عموميكارآمد، راهنمايي صحيح ارباب رجوع بسيار مهم است. اينك ديگر، راهنمايي ساده ارباب رجوع آن همگهگاه با گماردن نيروهاي حراست در مبادي ورودي سازمانها، در روابط عمومي قابل قبول نيست.
بنابراين يك روابط عمومي كارآمد بويژه با استفاده از رايانه ميتواند در مبادي ورودي سازمان به بسيارياز نيازهاي اطلاعاتي ارباب رجوع پاسخ داده و به شكل صحيحي آنان را هدايت كند. بيترديد، ايفاياين نقش از روابط عمومي، آن را در كمك به تأمين رضايت مردم از نظام اداري كشور، ارائه چهره مثبت ازسازمان و جلوگيري از اتلاف وقت ارباب رجوع ياري ميدهد.
نكته ديگري را كه بايد در اينجا خاطر نشان ساخت، مكان يابي منطقي و اصولي براي روابط عموميدر سازمانهاست، به نظر ميرسد اهتمام ويژهاي لازم است تا روابط عمومي در سازمانها از نظر مكاني درطبقه اول و در نزديكترين مكان ممكن براي دسترسي مخاطبان مستقر شود.
سازماندهي و مديريت علمي :
از جمله ويژگيهاي روابط عمومي ناكارآمد، طراحي تشكيلات نامناسب و مديريت غير علمي در آناست. اولين ضعف در اين گونه روابط عموميها، قرار نگرفتن در جايگاه مناسب است و معمولاجايگاهي كه در آن قرار ميگيرند، زير نظر مستقيم بالاترين مقام سازمان نيست.
ضعف دوم به نامگذاري "روابط عمومي" مربوط ميشود كه اغلب آن را با پسوندهاي مختلفي به كارميبرند كه از جمله آنها ميتوان به "روابط عمومي و ارشاد"، "روابط عمومي و حوزه وزارتي" و ... اشارهكرد. در حالي كه در روابط عمومي كارآمد، افزون بر اينكه روابط عمومي زير نظر بالاترين مقام سازمانعمل ميكند، از پسوند يا پيشوند خاصي نيز در نام خود استفاده نميكند.
و اما در خصوص مديريت علمي در روابط عمومي، يكي از مسائل عمده روابط عمومي در كشور،سپردن مديريت روابط عمومي به افرادي است كه از شايستگي علمي برخوردار نيستند و معمولا درانتصاب مديران روابط عمومي، روابط بر ضوابط ارجحيت داشته و به عوامل ديگري چون داشتن قدرتبيان، اجتماعي بودن و ... توجه بيشتري ميشود.
بنابراين در روابط عمومي كارآمد، مدير روابط عمومي بايستي ضمن داشتن تخصص و تبحر درشناخت افكار عمومي، علوم ارتباطات و روابط عمومي و آشنايي اجمالي با اصول علم مديريت،بايستي از علوم اجتماعي همچون جامعهشناسي، روانشناسي، مردمشناسي و تاريخ معاصر ايران وجهان و پژوهشگري بهرهاي برده باشد. داشتن آگاهيهاي روز نيز از ضرورتهاي اساسي براي مديرروابط عمومي است.
همچنين، مديريت علمي در يك روابط عمومي كارآمد، ايجاب ميكند كه جذب نيروي انسانيمتخصص در علوم روابط عمومي و ارتباطات (يا رشتههاي وابسته) به عنوان يك اصل مورد توجه قرارگيرد. اصل ديگر، گماردن كارشناسان روابط عمومي در پستهاي تخصصي آنان است. براي مثال، يكروابط عمومي كارآمد، بايستي از گماردن يك نيروي كارشناسي ارتباطات در پست امور اداري جدٹپرهيز كند.
اصل ديگر در مديريت علمي روابط عمومي كارآمد، توجه به بهسازي تخصصي نيروي انساني بطورمستمر است. برگزاري دورههاي آموزش براساس نيازسنجي علمي، انتشار نشريات موردي آموزشي ودر صورت لزوم نشريه ادواري در اين خصوص ميتواند ضامن پويايي علمي كاركنان روابط عموميباشد.
توانمندي توليد فرآوردههاي فرهنگي :
يكي ديگر از ويژگيهاي روابط عمومي كارآمد، توانمندي در توليد فرآوردههاي فرهنگي است. بهنحوي كه اين نوع روابط عمومي، به جاي استفاده از اطلاعات ساير بخشهاي سازمان، بطور مستقيم نيزاطلاعات را در قالبهاي مختلف همچون تفسير، خبر و غيره منتشر ميكند. بنابراين روابط عمومي كارآمداز طريق توليد فرآوردههاي فرهنگي، در كار فرهنگسازي جامعه نيز مشاركت ميكند.
اين هدف با ارائه الگويهاي رفتاري خاص و ارتقاي سطح آگاهيها تحقق مييابد.
ايفاي نقش در قالب نهاد مدني :
روابط عمومي كارآمد با مطالعه مستمر افكار عمومي و دخالت دادن آن در تعيين خط مشي سازمان،نقش مؤثري را در عينيت بخشيدن به افكار عمومي (صداي مردم) بازي ميكند. از طرف ديگر به عنوانيك گوش شنوا، كار شنود را به نحو احسن انجام داده و با چشم بينايي ضعفها و نارسايي را در مييابدو با زبان گويايي، آن را به مسئولان سازمان انعكاس ميدهد.
توجه به اين نكته مهم است: جانبداري از مردم با عنايت لازم به سازمان است كه در هر صورت اصلحقانيت مخاطب و احترام به افكار عمومي را اصل برتر ميداند.
روابط عمومي را بايد نهادي دانست كه در نقش پلي بين ملت و دولت عمل ميكند و باحمايت از حقانيت مردم، خود را در قالب و هيئت يك نهاد مدني متجلي ميسازد.
ويژگيهاي كارشناس روابط عمومي :
كارشناس روابط عمومي، كارشناسي است كه مهارتهاي لازم را در زمينه روابط عمومي آموخته باشد.اين مهارتها در اصل همان مهارتها و آموزشهايي است كه فرد براي فعاليت در روابط عمومي دردانشگاه آموخته است.
علاوه بر تحصيلات و آموزشهاي لازم، فردي كه در روابط عمومي استخدام ميشود بايد بتواند سهوظيفه مهم توليد اطلاعات و انعكاس به مخاطبان تصويرسازي مثبت از سازمان ومعرفي خدماتيا كالاهاي سازمان را انجام دهد.
حال اين سؤال پيش ميآيد كه اين مهارتهاي لازم چه مهارتهايي هستند و همچنين چهخصوصيات و ويژگيهايي كارشاس روابط عمومي بايد داشته باشد تا بتواند در انجام وظايفش موفقباشد.
كارشناس روابط عمومي براي توفيق در وظايف خود و ايفاي نقش مؤثر در روابط عمومي، بايستيويژگيهاي مختلفي را داشته باشد. اين ويژگيها به دو دسته ويژگيهاي خاص و اكتسابي(اصلي) وويژگيهاي عمومي و ذاتي (فرعي) قابل تقسيم است.
ويژگيهاي خاص و اكتسابي (اصلي)
ويژگيهاي خاص و اكتسابي كارشناس روابط عمومي شامل: مهارتهاي علمي، احساس مسئوليتاخلاقي، داشتن آگاهيهاي روز (جامعه آگاهي)، سازمان آگاهي، قدرت نويسندگي، آشنايي با علوماجتماعي از جمله كليات مديريت، روانشناسي و علوم سياسي، نوآوري و خلاقيت، آشنايي باروزنامهنگاري و ايمان به حقانيت افكار عمومي يا مخاطب هستند كه در زير بطور مختصر به هر يكاشاره ميشود:
مهارتهاي علمي ـ منظور از مهارتهاي علمي، آموختن علوم دانشگاهي در زمينه روابط عمومي است;به عبارت ديگر كارشناس روابط عمومي فردي است كه داراي تحصيلات كارشناسي در روابط عمومياست.
همچنين به افرادي كه داراي درجه ليسانس در رشتههاي وابسته همچون ارتباطات،روزنامهنگاري، پژوهشگري در رسانهها، تبليغات، كارگرداني، سينما، گرافيك، طراحي و ... باشند نيزميتوان كارشناس روابط عمومي اطلاق كرد به شرطي كه دوره آموزشي روابط عمومي را در ابتداي كارببينند و با اصول كار در روابط عمومي آشنا شوند.
احساس مسئوليت اخلاقي:
حساسيتهاي كار در روابط عمومي به خاطر اهميت كاركردها وپيامدهاي آن در حوزه زندگي عمومي و شخصي انسانها، ايجاب ميكند كارشناسان روابط عمومي ازنظر اخلاق سرآمد و عامل به اصول اخلاقي حرفه روابط عمومي باشند. از جمله خصوصيات اخلاقيلازم ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
راستي و درستي، امانت، شهامت و شجاعت، صبر و شكيبايي در شنيدن و گوش دادن،تحمل در برابر شكستها و ناكاميها، مردمداري، علاقمندي بكار، تواضع و فروتني،خوش برخوردي و اجتماعي بودن.
سازمان آگاهي:
سازمان آگاهي و يا به بيان ديگر، داشتن آشنايي كامل با سازمان محل اشتغال، يكضرورت گريزناپذير براي كارشناس روابط عمومي محسوب ميشود. آگاهي نسبت به تاريخچه تشكيل،اهداف و وظايف، اقدامات، سياستها، برنامهها، مشكلات و ساير اطلاعات سازمان محل اشتغال برايكارشناس روابط عمومي ضروري است. بنابراين، بنظر ميرسد در بدو استخدام، كارشناس روابط عمومي را بايد كاملا با سازمان آشنا ساخت و اين بر هر كار ديگري براي او ارجحيت دارد.
جامعه آگاهي :
كارشناس روابط عمومي علاوه بر سازمان آگاهي، بايستي با جريانها و تحولات جامعه درابعاد ملي و بينالمللي آشنايي كلي داشته باشد و بتواند نيازهاي جديد جامعه را شناخته و در فعاليتهايخود به آنها توجه كند. مكمل اين اطلاعات داشتنآگاهيهاي روز است.
نوآوري و خلاقيت:
منظور از خلاقيت، خلق ايده نو است. هرگاه، فردي بتواند ايده را به راهكار عمليتبديل كند، نوآوري كرده است. براي خلاق بودن و ايده آفريني; جذب اطلاعات، الهام، بينش،سختكوشي و توجه به حل مسائل لازم است.
كارشناس روابط عمومي يا بايستي خلاق باشد و يا نوآور و نياز به نوآوري در روابط عمومي بيش ازساير مشاغل و حرفهها وجود دارد. چراكه مردم پيامهاي جديد و قالبهاي جديد را بهتر از پيامها وقالبهاي كليشهاي جذب ميكنند.
براي اين منظور، داشتن اطلاعات لازم درباره جامعه، سازمان وتكنيكهاي روابط عمومي، ذهن خلاق، داشتن مطالعات مستمر درباره روابط عمومي، پشتكار شايانتوجه و آگاهي از سازمان و روابط عمومي و سعي در يافتن راه حل براي آنها، ضروري است.
آشنايي با علوم اجتماعي :
آشنايي با علوم اجتماعي نظير مديريت، روانشناسي، علوم سياسي، آمار و... كارشناس روابط عمومي را قادر ميسازد در روابط خود با مردم و يا مددرساني به مديريت سازمان ازقابليتهاي بيشتري بهرهمند شود.
آشنايي با روزنامه نگاري ـ آشنايي با روزنامه نگاري براي توفيق كارشناس روابط عمومي از اهميتويژهاي برخوردار است. اين ويژگي او را در كار خبرسازي و ايجاد ارتباط مطلوب با رسانهها كه از وظايفاساسي روابط عمومي است، توانمند ميسازد.
قدرت نويسندگي :
كارشناس روابط عمومي براي توفيق بيشتر در امور، نيازمند توان نويسندگي شايانتوجهي است; چراكه نوشتن، بخش عمدهاي از وقت كارشناس روابط عمومي را به خود اختصاصميدهد. تهيه و تنظيم متون مختلف نظير: متون مصاحبه، سخنراني، مقاله، گزارش، تصوير نامه، آگهي،اطلاعيه، خبر، شرح عكس و ... توسط كارشناس روابط عمومي، اهميت اين ويژگي را روشنتر ميسازد.
كارشناس روابط عمومي را بايد هنرمندي دانست كه از هنرهاي هفتگانه شامل: شعر، موسيقي، تأتر،نقاشي، مجسمهسازي و نويسندگي نهايت استفاده را براي اقناع مخاطب ميكند و در اين بين نويسندگياز برجستگي بسياري برخوردار است. البته توانايي نويسندگي صرفٹ داشتن قلم مناسب نيست بلكهآشنايي با اصول علمي نگارش و گزارش ميباشد.
گوش دادن مؤثر و همدلي با ارباب رجوع :
كارشناس روابط عمومي براي رسيدن به تفاهم با ديگران بايستي از دوتوانمندي مهم "گوش دادن مؤثر" و ايجاد "همدلي" بهرهمند باشد تا از اين طريق، ضمن فراهم آوردنزمينه آگاهي از ديدگاههاي مخاطب يا ارباب رجوع، وارد دنياي او شود و سازمان را از نگاه او بنگرد. اينباعث يك تعريف جديد از روابط عمومي ميگردد. در اين تعريف، روابط عمومي وسيله تفسير سازماناز نگاه مردم است و جريان اطلاعرساني از درون سازمان به بيرون، بطور عمده، جاي خود را به جرياناطلاعرساني از بيرون به درون سازمان ميدهد.
ايمان به حقانيت مخاطب :
اين ويژگي بسيار حساس و مهم، باعث ميشود كه احترام به مردم و عقايدآنان، كارشناس را وامدار مردم سازد و او را از انحرافات رفتاري در حرفه خود در خصوص مخاطبان دورسازد. همچنين او را در موضع پاسخگويي قرار ميدهد تا همواره پاسخگوي انتظارات افكار عموميباشد.
ويژگيهاي عمومي و ذاتي (فرعي) :
جدا از ويژگيهاي خاص، اكتسابي و اصلي، كارشناس روابط عمومي بايستي از يكسري ويژگيهايذاتي نيز بهرهمند باشد. اين ويژگيها شامل: استعداد مديريت، هيجان و شور داشتن استعداد دگرگونيمثبت، فرصت جويي آگاهانه، كارآفريني، بهره هوشي بالا، كنجكاوي، سرزنده بودن، شوخ طبعي وبزلهگويي، داشتن بيان خوب از امور، ظاهر مناسب، ذوق و شوق (استعداد طبيعي)، آينده نگري وشخصيت ترغيبي و متقاعد كننده هستند.
يك كارشناس روابط عمومي بايد بتواند عوامل مورد نياز براي پذيرش توسط مخاطب را در خودپرورش دهد. اخلاق پسنديده، انگيزه قوي، مثبت انديشي و خوشبيني و پويايي، در اين زمينه تأثيرشگرفي دارد.
بطور كلي، در يك فراگرد ارتباطي، همسويي با مخاطبان، صداقت، حاضر جوابي، خلوص و وضعظاهري مناسب ارتباطگر، نقش بسيار مهمي را در مؤثر بودن جريان ارتباط ايفا ميكند. مجموعه اينويژگيها، كارشناس روابط عمومي را از جايگاه بسيار والايي برخوردار ميسازد، به گونهاي كه ميتوان اورا مغز متفكرروابط عمومينامبرد.
بنابراين تربيت كارشناسان روابط عمومي از طريق انتخاب افرادي كه ويژگيهاي ذاتي را داشته باشندو در دانشگاه و محيط كار ويژگيهاي اصلي را ياد بگيرند، ميتواند ضامن كارآمدي روابط عمومي دريك كشور باشد.
روابط عمومي داخلي :
دقت در اهداف روابط عمومي، به خوبي روشن ميسازد كه توفيق اين واحد حتي در وظايف برونسازماني، موكول به موفقيت آن در بعد درون سازمان است. چرا كه اگر روابط عمومي با توفيق كاملوظايف برون سازماني خود را انجام دهد، در حالي كه در داخل سازمان، وظايف مربوط به آن معطلمانده باشد، موفقيت هاي بيروني زير سئوال مي رود و چه بسا افرادي كه در بيرون از سازمان به نظرمثبتي درباره سازمان رسيدهاند، در تعامل با اعضاي سازمان ، به خلاف عقيده خود برسند كه بي ترديد،پايداري را بر جاي خواهد گذاشت.
افزون بر آن، اگر ارتباطات درون سازماني، نابسامان و رها شده باشد، چه بسا موجب نارضايتيكاركنان شده و آنان را از مسير همكاري لازم و مطلوب براي توفيق سازمان دور سازد.
بنابراين، اهميت روابط داخلي يا آن بخش از وظايف روابط عمومي كه به درون سازمان مربوط مي شود،كمتر از وظايف برون سازماني روابط عمومي نبوده، وچه بسا در بعضي از مقاطع، با اهميت ترهم باشد لذا، در اين بخش ، سعي مي شود وظايف روابط عمومي داخلي ، به طور خلاصه عنوان شود.
انتشار نشريه داخلي :
اطلاع رساني در مورد عملكرد سازمان، معرفي سازمان به كاركنان، پاسخ به پرسش هاي كاركنان ،معرفي كاركنان نمونه و خلاق ، تقويت انسجام و ارتباطات درون سازماني ، ارتقاي آگاهيهاي كاركنان وحتي آموزش كاركنان، از طريق نشريه داخلي ممكن است. بنابراين، راهاندازي نشريه داخلي به صورتروزانه، هفتگي، دو هفته نامه يا دستكم به صورت ماهنامه براي روابط عمومي، يك ضرورت محسوبمي شود. با اين وصف، بايستي توجه داشت كه نشريه براي كاركنان منتشر مي شود، نه مديريت ، پسعناوين و مطالب آن بايستي بر اساس نيازهاي اطلاعاتي كاركنان تهيه شود.
بولتن برد يا لوحه اخبار :
منظور از بولتن برد يا لوحه اخبار، تابلو يا تخته اي است كه معمولا از طرف روابط عمومي درنقاط پر رفت و آمد سازمان كه داراي ديد مناسب نيز باشد ، نصب مي شود و در روي آن مطالب موردنظر براي مطالعه كاركنان قرارداده ميشود.
سازماندهي دريافت پيشنهادها :
دسترسي به پيشنهادهاي كاركنان مي تواند سازمان را از پشتوانه فكري قوي و انبوه بهره مند سازد. از آثارچنين اقدامي ، تقويت حس مشاركت و احترام به خوددركاركناناست.
براي سازماندهي دريافت پيشنهادهاي كاركنان، راهاندازي كميته مركزي و اجرايي ويژه اين كار برايدريافت منظم و مستمر پيشنهادها، ارزيابي پيشنهادها در گروههاي كارشناسي راهاندازي شده براي اينمنظور، پيگيري اجراي پيشنهادهاي مورد قبول و تقدير از پيشنهاد دهندگان ضروري است.
روابط عمومي ميتواند در پايان سال كتاب پيشنهادهاي كاركنان را منتشر سازد و با برگزاري مراسمي بهچند تا از پيشنهادهاي مهم و مؤثر با حضور خانواده پيشنهاد دهندگان، هداياي ويژهاي تقديم كند. اينروش، يكي از شيوه هاي مهم در مديريت مشاركتي محسوب مي شود و گوياي اهميت و كاركرد شايانتوجه روابط عمومي در بحث مشاركتي است.
مشاركت در غم و شادي كاركنان :
روابط عمومي در داخل سازمان بايد سعي كند تا به نحو ممكن حضور خود را به هر يك از كاركنان نشاندهد. افزون بر موارد استثنايي كه روابط عمومي ميتواند بر اساس ماهيت خاص خود به كاركنان كمككند، ارسال پيامهاي تبريك و تسليت در مواقع مقتضي، ميتواند نمونه هايي از مشاركت روابط عموميدر غم و شادي كاركنان باشد. كه اين كارها خود موجب ايجاد و يا تقويت حس همكاري كاركنان با روابطعمومي است.
برگزاري مراسم :
برگزاري مراسم ويژه در مناسبت هاي خاص، از وظايف مهم روابط عمومي داخلي است. اينمناسبتها ميتواند در مورد مناسبت ويژه سازماني مثل سالروز تشكيل آن و يا مناسبت هاي مهممذهبي و ملي باشد. اين مراسم علاوه بر گراميداشت مناسبت ها، آگاهي هاي كاركنان را در اين مواردارتقاء داده و به نحو مختلف ميتوان از آنها براي بهرهوري سازمان استفاده كرد.
اطلاع رساني به مسئولان :
وظيفه اطلاع رساني در روابط عمومي صرفٹ انعكاس عملكرد و برنامه هاي سازمان به مردم نيست. دربعداطلاعرساني تهيه اطلاعات مورد نياز مسئولان نيز جايگاه ويژهاي دارد. از امور معمول در روابط عمومي در اين بعد تهيه بريده جرايد و خبرنامه ويدئويي است.
دربريده جرايد اخبار و مطالب مربوط به سازمان، دستگاههاي رقيب و مهمترين اخبار روز كشور، ازنشريات بريده شده و بعد از صفحه بندي و تنظيم به مسئولان ارسال ميشود. درباره اطلاعاتي كه ازطريق راديو و تلويزيون منعكس ميشوند، روابط عمومي ميتواند ضمن ضبط ويديوئي برنامههايمربوط به سازمان، آن را به صورت كوتاه تهيه كرده و به صورت >خبرنامه ويديوئي< در اختيار مسئولان وكاركنان قرار دهد.
اطلاع رساني به كاركنان :
اطلاع رساني به كاركنان نيز به نوبه خود كم اهميتتر از اطلاعرساني به مسئولان نيست. از شيوههايمهم در اطلاعرساني به كاركنان ميتوان راه اندازي قفسههاي اطلاعاتي، راهاندازي ويترينها، برنامههايبازديد كاركنان از پروژهها، شاخص سازمان و برنامه بازديد تفريحي را نام برد.
سنجش افكار عمومي :
سنجش افكار عمومي از مهمترين وظايف روابط عمومي داخلي است به گونهاي كه امروزه اساستصميمگيريهاي درون سازماني بر نتايج افكار عمومي استوار است.
موضوعاتي از قبيل ميزان رضايت يا عدم رضايت كاركنان از خدمات رفاهي مؤسسه ، نحوه نگرشكاركنان نسبت به مسئولان، سنجش ميزان همبستگي اهداف كاركنان با اهداف سازمان و مانند آن اگربخوبي روشن شوند ميتوانند اطلاعات مفيدي را براي حركت روان چرخ سازمان در درون، در اختيارمديريت قرار دهند.
نصب تابلو اعلانات :
با نصب اطلاعيهها، بيانات و تصوير اخبار مهم سازمان يا عكسهاي طرح ها در تابلواعلانات ، مي توانكاركنان را در جريان امور سازمان قرار داد. رعايت اصل اختصار در مطالب و تعويض به موقع محتوياتتابلو، ضروري است. بايستي دقت شود كه تابلو اعلانات در محلهاي پر عبور و مرور سازمان نصب شود.
ترتيب دادن جلسات عمومي :
از راههاي نزديكي كاركنان مديريت و ايجاد همدلي بين اين دو ، ترتيب دادن جلسات ملاقات عموميكاركنان با مسئولان مؤسسه است. در اين جلسات مسئولان ، وظايف مربوط به خود را توضيح ميدهندو در پايان به پرسشهاي كراكنان، پاسخ داده مي شود. هدف عمده از اين اقدام ، تنوير افكار عموميدرون سازماني ، آشنايي بيشتر كاركنان با امور جاري سازمان و تقويت وحدت اعضايسازماناست.
ارزيابي تاثيرات اين گونه جلسات در افكار عمومي كاركنان، نشانگر اثر بخشي بسيار زياد آن در جلبرضايت كاركنان و ارتقاي ميزان رضايت شغلي آنان است
راه اندازي روزنامه ديواري كاركنان :
يكي از راههاي واداشتن كاركنان به نوشتن و مشاركت در توليد اطلاعات هنري راهاندازي روزنامهديواري است. براي اين منظور بايد تابلوي مناسبي در نظر گرفت و آن را به قسمتهاي مختلف تقسيمكرد. سپس مسئول روزنامه ديواري ، اول وقت هر روز ، پس از دريافت مطالب مختلف از كاكنان، آنها راگزينش و پردازش كرده و به نام ارائه دهنده در روزنامه ديواري نصب ميكند. براي مثال ، عناويني مانند>پيشنهاد براي بهبود امور جاري سازمان و يا اظهار نظر در مورد مهمترين وظيفه جامعه ميتوانند دررشد فكري كاركنان مؤثر واقع شوند.
توصيه مي شود، در پايان هر ماه ضمن تقدير كتبي از كليه افرادي كه به روزنامه ديواري ، مطلب داده اند،نويسندگان مطالب برتر را در روزنامه ديواري معرفي كرده و جوايزي به آنان اعطا شود.
تهيهمتونسخنراني :
تهيه متن سخنراني مسئولان براي ايراد در مجامع عمومي بايستي با مديرت روابط عمومي صورتگيرد. از دلايل عمده اين اقدام، آشنايي روابط عمومي با موضوعات و مسائل مورد توجه افكار عموميو توانمندي در تهيه متني است كه بيشترين آثار ارتباطي را در پي داشته باشد.
تقويت فرهنگ مذهبي و ملي کارکنان دریک سازمان :
روابط عمومي، بعنوان نخستين و مهمترين دستگاهي كه با كاركنان سروكار دارد، بايد براي ارتقايفرهنگي آنان وظايف خاصي را انجام دهد. هرچند اين وظايف در قالب ساير وظايف از جمله نشريهداخلي و روزنامه ديواري نيز تحقق مييابد، ولي بايد فردي مشخص در روابط عمومي، اين وظايف راطبق برنامه و با اهداف مشخص دنبال كند. براي مثال، داشتن برنامه هاي خاص در مناسبتهاي مهممذهبي و ملي و انتشار ويژهنامه درباره هر يك از آنها توصيه ميشود. بايد در پس اين فعاليتها، اهدافيهمچون تقويت فرهنگ كار، رشد وجدان كاري، انضباط اجتماعي و مالي، اعتلاي شخصيت انساني و ...با شيوه هاي علمي خاص پيگيري شود.
مشاوره مديريت :
ارائه مشاوره به مديريت، از وظايف مهم روابط عمومي نوين محسوب مي شود. در اين نقش روابطعمومي حلقه واسط ارتباطي بين مديريت و مخاطبان سازمان است و اين كار خلاء فقدان شريانارتباطي بين مديريت و مخاطبان سازمانرارفعميكند.
در اين خصوص روباط عمومي ، اطلاعات به دست آمده از اشخاص و گروههاي مهم را به مديريتمنتقل مي كند تا مديريت به هنگام تعيين خطمشي از آنها به عنوان منبع و مدخل بهرهبرداري كند، به اينترتيب روابط عمومي، به عنوان بازوي مديريت براي اخذ تصميمات و فعاليتهاي آتي سازمان ايفاء نقشمي كند.
پيگيري ويژه براي رفع مشكلات كاركنان
يكي از اقداماتي كه روابط عمومي ميتواند براي كمك به كاركنان انجام دهد، انجام پيگيري ويژهبراي رفع بعضي از مشكلات ويژه و اضطراري كاركنان است. اين اقدام براي جلب رضايت عموميكاركنان و ايجاد حسن ارتباط درون سازماني، بسيار مؤثر است.
منابع:
[1]. اميني، رضا. روابط عمومي. تهران: دانشكده علوم ارتباطات اجتماعي، 1350.
[2]. متولي، كاظم. روابط عمومي و تبليغات. تهران: بهجت، 1372.
[3]. ميرسعيد قاضي، علي. تئوري و عمل در روابط عمومي و ارتباطات. تهران: مبتكران، 1370.
[4]. سفيدي، هوشمند. راهبردهاي عملي روابط عمومي. تهران: دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهرانمركزي، 1377.
[5]. ميرسپاسي، ناصر. نگرش راهبردي به نقش روابط عمومي در سازمانها. تدبير، 92(خرداد1378): 36 ـ 43.
كاظم لطفي
نوشته شده توسط کاظم لطفی در یکشنبه
1387/03/05 ساعت 9 قبل از ظهر |
لینک ثابت |
در حال حاضر عملكرد وسایل ارتباط جمعی ما جهت مشخصی ندارد و سیاست دقیقی در زمینه مقابله با فرهنگ حاكم جهانی و تقویت ویژگیهای هویت فرهنگی خودمان نداریم. وسایل ارتباط جمعی برای هدایت ویژگیهای جامعه فعلی بشری، مختصات یك جامعه در حال گذار است. مختصات جامعه در حال گذار عبارتند از:
- شتاب تغییر و تحول
- بحران
- عدم ایقان و پیش بینی ناپذیری
- تعارض و تناقض
شتاب تغییر و تحول
وضعیت حاكم به سرعت به سوی وضعیتی جدید تغییر شكل می دهد. تنها چیز ثابت در عصر جدید تغیر است. همه چیز دگرگون می شود مگر خود تغییر. این پدیده، خود در بسیاری از حوزه ها آشفتگی و بحران ایجاد می كند.
بحران
بحران وضعیتی است كه قانونمندی مرسوم بر آن حاكم نیست. انسان وارد عصر بحران شده و چون مراحل گذار به طور تسلسل وار و با شتاب پشت سرهم می آیند، پایانی برای این دوره بحران متصور نیست.
انسانهای زیادی وارد زندگی ما می شوند و می روند و چون میزان رفت و آمد آدمها زیادی می شود، دوستی های پایدار و عمیق شكل نمی گیرند و روابط انسانها با هم گذرا و ناپایدار می شود.
ذهنیت بشر با چنین وضعیتی خو نگرفته و به ثبات عادت كرده است. حافظه تاریخی ما ریشه در ثبات و آرامش دارد و لذا نظام فكری و اداركی ما، آمادگی رویارویی با یك دوران بیقراری، سرگشتگی و بحرانی را ندارد. مهمترین مشكل، مشكل معرفتی است. وارد دوره ای شده ایم كه دانش و معرفت آمادگی دورانی بحرانی را ندارد. اولین گام برای رویارویی با این دوران، باید آماده سازی برای معرفت این دوران باشد. هر چند هنوز متولی ندارد. ارزش زدایی از علم كه از قرن هیجدهم به بعد معمول شد. علم و تكنولوژی بدون اخلاق را پیش روی بشر گذاشته است.
عدم ایقان و پیش بینی ناپذیری
راجع به پدیده ها و مسایل، دیگر نمی توان با اطمینان و یقین حكم صادر كرد و به ارزیابی نشست. انسان وارد عصر عدم یقین شده است و تئوری سازان خلع سلاح شده اند. آینده غیرقابل پیش بینی شده است. نیاز طبیعی بشر، داشتن تصویری از آینده است. شتاب تحولات امكان چنین چیزی را از بشر گرفته است. بشر امروز، بشر آینده نگر نیست بلكه بشر آینده ساز است.
تعارض و تناقض
بیش از همیشه، پدیده های متعارض و متناقض را در كنار هم می بینیم. جلوه های مختلفی از این تعارض و تناقض آشكار شده است: مثلاً همزمان با پدیده جهانی شدن و شكل گیری سازمانهای متعدد بین المللی و جهانی( مانند گات و اینترنت)، و نیز مطرح شدن مشكلات در ابعاد جهانی( نظیر محیط زیست، خلع سلاح جهانی) كه در مجموع به نظر می رسد به سوی جامعه واحد جهانی پیش می ریوم، در عین حال شاهد نهضتهای جدایی طلبانه، قوم گرایانه، ملی گرایانه نیز هستیم. جستن هویت ملی، فرهنگی و قومی مستقل، با مسئله جهانی شدن، دو روند متناقض و متعارض با هم هستند. مثلاً جنبش های جدایی طلبانه اسكاتلندیها برای جدایی از ممالك متحده بریتانیا و یا جنبش جدایی طلبان در كبك، كه ریشه در تاریخ فرهنگی این اقوام دارد.
به نظر تافلر در اثر شتاب تغییر، رابطه انسان با شش عنصر زندگی اش تغییر می كند:
- رابطه انسان با انسان
- رابطه انسان با مكان
- رابطه انسان با زمان
- رابطه انسان با اطلاعات و اندیشه ها
- رابطه انسان با سازمانها
- رابطه انسان با اشیاء
رابطه انسانها با انسانها از شتاب تغییر متاثر می شود و گذرا و ناپایدار می شود. انسانها با سرعت بیشتری می آیند و می روند. استمرار روابط انسانها كمتر شده است. حلقه روابط اجتماعی كه در گذشته همراه با انسانها بود، خیلی سریع گسسته و جابجا می شود. انسانهای زیادی وارد زندگی ما می شوند و می روند و چون میزان رفت و آمد آدمها زیادی می شود، دوستی های پایدار و عمیق شكل نمی گیرند و روابط انسانها با هم گذرا و ناپایدار می شود. معیارهای روابط اجتماعی هم تغییر می كند.
بحران وضعیتی است كه قانونمندی مرسوم بر آن حاكم نیست. انسان وارد عصر بحران شده و چون مراحل گذار به طور تسلسل وار و با شتاب پشت سرهم می آیند، پایانی برای این دوره بحران متصور نیست.
روابط انسان ها با مكان
جابجایی ها زیاد شده و انسانها خیلی راحت از ریشه و مكان اصلی خودشان كنده می شوند. ما وارد عصر خانه به دوشی شده ایم. پدیده عصر جدید است. رابطه انسان با مكان خیلی ناپایدار و گذرا شده است.
رابطه انسان ها با ایده ها و اندیشه ها
سرعت تولید آگاهی و اطلاعات و دانش جدید خیلی عحیب است! هر چهار دقیقه یك مقاله و یافته جدید علمی در زمینه شیمی تدوین می شود. ذهن ما هنوز به اطلاعات و یافته های قبلی خو نگرفته با اندیشه ها و ایده هایی جدید روبرو می شود كه می آیند و می روند. مساله قطعیت در علم معنای خودش را از دست داده،هر چیزی كه می آید قبلی را نفی می كند.
رابطه انسانها با مشاغل و سازمانها
قبلاً تغییر شغل یا تغییر محل كار یك ضد ارزش بود، ولی امروز تغییر ارزشی پیدا شده و آدمها افتخارشان این است كه در یك جا نمانده اند و از یكجا ماندن احساس بی تحركی و سكون می كنند و در یكجا خدمت كردن برایشان سخت است.
رابطه انسان ها با اشیاء
فرهنگ یكبار مصرف نشانه این تحول است. فرهنگ اشیاء دور ریختنی. روزگاری در تولید صنعتی اصل بر دوام بود و از این راه سود و اعتبار به دست می آمد. الان سالهاست كه دیگر چنین چیزی را نمی بینیم.
عمر خودرو را 5 سال تعریف كرده اند. سلیقه های مصرف كنندگان هم با همین سرعت دارد تغییر می كند. تنوع به جای دوام یك اصل شده است و می خواهند كه كالای جدید و متنوع عرضه شود. این تحولات، ارزش را از داشتن به بودن تغییر داده است. در كشورهای پیشرفته، خیلی از اشیایی كه زندگی را تامین می كند با هر جابجایی می گذارند و با یك چمدان سبك حركت می كنند.
رابطه انسان ها با زمان
گرچه طول زندگی ما با چند نسل گذشته تفاوت زیادی نداشته است،اما عرض زندگی مان بیشتر شده و تجربیاتی بسیار بیشتر را از همنوعان خود در نسلهای گذشته درك می كنیم. در طول 20 سال تجربیات متنوع و متفاوتی را می بینیم كه قبلاً برای درك آنها شاید یك قرن زمان لازم بود.
نوشته شده توسط کاظم لطفی در سه شنبه
1387/02/31 ساعت 12 بعد از ظهر |
لینک ثابت |